يك متن در اتوبوس همت - شريعتي
بي تفاوت شدن يكي از آثار سياست زدگي است. مردم بي تفاوت مي شوند، به همه چيز. به همه ي حقوق و تكاليفشان. توجيه گر همه ي انفعال ها مي شوند بي تفاوت شدن نسبت به سرنوشت و آينده ي پيش رو و اين افرادي را پرورش خواهد داد كه تهي از هرگونه مسئوليت اجتماعي اند و اين براي توده انساني خطرات مهمي در پي خواهد داشت. همه به همه چيز بي تفاوت شده اند. سبك زندگي ها در حد رفع نياز هاي اوليه خلاصه شده. همه چيز سطحي و فوري خواسته مي شود و هيچ گونه تأمل و احساس مسئوليتي نيست. بحث هاي ِ تخصصي در حوزه ي علوم انساني شده جزء بحث هاي بي فايده و بحث راجع به قيمت گوشي مبايل جذاب تر و عامه پسند تر از مباحث تئوريك زندگي در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي شده است. افراد به هم توجهي ندارند و همبستگي ِ اجتماعي خاصي در آنها ديده نمي شوند. بي توجهي به سرنوشت خويش و ديگران بيماري مسري و حادّي است كه دامنگير افراد بسياري است و هر روز خط مسري بودنش افراد زيادي را تهديد مي كند. بي خيال شدن، سطحي شدن و منفعل شدن از مهم ترين شاخصه هاي نجابت شده و افرادي كه بيشتر سر در كار خويش دارند تحسين و افرادي كه حضور خويش را در عرصه ي عمومي فعال نگه داشته اند به سخره گرفته مي شود.
در اين حالت بدنه ي اجتماع ضعيف شده آماده ي هرگونه مصيبت بعدي است. خراب تر شدن وضعيت اقصادي، سياسي، فرهنگي، علمي، همه وهمه قابل پيش بيني است. براي مردم فرق نمي كند كه فلاني بيايد يا ديگري . براي مردم اصلاح ساختار اقتصادي شده است رؤيا . براي مردم تغيير مسالمت آميز ساختار سياسي و حمايت از اصلاح طلبي محال مي نمايد يا در نظر گروهي تبديل به همرنگي با حكومت شده است.
دانشگاههاي ما روز به روز در تحقيقات و پژوهشگري از دنيا عقب تر مي افتد و بعد ادعاي پيشرفت و قدرتمندي كشور مي شود ...
ما لبخند زنان بر مرگ آينده ي خويش شادمانيم. بي تفاوت به اصلاح و آينده، آينده را نيز به سخره گرفته ايم...