|
ثبات
|
||
|
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد |
دوران سمينارهاي بزرگ با پارچه نويسي و سخنراناني با اسامي دهن پركن گذشته است. انجمن هاي علمي بايد رويكردي نوين به جو دانشگاه و دغدغه هاي حقوقي ، علمي و اجتماعي دانشجويان داشته باشند.
كوتاه در مورد تريبون آزاد ِ امروز دانشكده ي حقوق دانشگاه علامه
دگم هاي دانشجويي بايد شكسته شود.
امروز در دانشكده ي حقوق بعد از طفره رفتن آقاي پريزمعاونت دانشجويي دانشگاه از سوالات عده اي از دانشجويان، گروهي از دانشجويان جلسه ي پرسش و پاسخ را به نشانه ي اعتراض ترك كردند. اما دقايقي بعد كه دانشجويان درتلاش براي برگزاري جلسه شعري در دانشكده بودند متوجه شدند كه از برگزاري اين جلسه ممانعت بعمل آمد دانشجويان در طبقه ي اول تريبون آزادي گذاشتند تا خواسته هاي خويش را بيان نمايند. اما آنچه مطرح بود و نقدي كه پيشتر در همين وبلاگ بدان اشاره شد به اين اعمال نسبتاً راديكال دانشجويي و مدیریت غیر مسئولانه ی فعالین دانشجویی در این زمینه است. گويا اين دگم در ذهن دانشجوياني نقش بسته كه اگر دانشجو در دانشگاه و در يادبود 16 آذر فرياد سر ندهد و يار دبستاني نخواند، مسئوليت خويش را انجام نداده و خائن به آرمانهاي خويش است. دگم هايي كه به محدود شدن آزادي ها و راديكال شدن فضا مي انجامد. سوال اينجاست كه فعالان جنبش دانشجويي با دگم هاي فكري خويش آيا مسئوليت اتفاق ها و محدوديت هاي بعدي را نيز بر عهده مي گيرند ، يا خلاصي آنها از دست مسئوليت هاي خودساخته ي خويش، تنها علت ايجاد چنين فضاهايي است. دانشجو به فرياد ها و يار دبستاني خواندن هايش نيست كه ارزشمند و نقاد يا پيشرو و نخبه محسوب مي شود بلكه به ارزيابي عقلاني و فعال بودن در حوزه ي اجتماع و انديشه است كه دانشجو را محترم و روز دانشجو را ارزشمند مي كند. به نظرم حفظ حرمت دانشجويان و تلاش در جهت حفظ حقوق دانشجويان بايد معياري اساسي در تصميمات فعالان دانشجويي باشد تا با استناد به اين معيار دانشجو و وجودش منشأ تحول و پيشرفت باشد.
آن چه نگارش اين يادداشت را مقدر نمود تجمع اخيري بود كه در دانشكده ي علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي اتفاق افتاد كه (8 آبانماه) طي آن تجمعي در اين دانشگاه برگزار شد. متأسفانه مازيار سميعي دوست ارجمند و عزيزمان نيز دستگير شد كه اميدوارم هر چه زودتر آزاد شود چرا كه جاي انديشمند زندان نيست.زندان جاي بهكاران و بزهكاران است نه دانشجويان و روشنفكران. در اين تحصن دانشجويان، معترض مسائل و مشكلات جامعه ي دانشگاهي شده، خواستار مطالبات به حقشان بودند. اما روند اين جريان و در كل روند فعلي فعالين دانشجويي در زمان حاضر مورد انتقاد است. *
جنبش دانشجويي
جنبشي ناتمام
حوادث اخير دانشگاهها نشانه ي حساسيت اجتماعي دانشگاه و رسالت انتقادي اين نهاد اجتماعي است. دانشجويان همواره در كنار ساير جنبش هاي اصلاحي و تندرو در ايران پيگير خواسته هاي به حق اجتماعي اند. در فضايي كه جنبش زنان بعد از چند چالش دروني و بيروني از تپش افتاد و فعالين كارگري و معلمان بعد از يك سلسله فعاليت هاي انتقادي به روال آرامي برگشت نوبت به دانشگاهها رسيد تا با نزديكي به تير ماه رسالت اجتماعي خويش را انجام دهند و به تضييع حقوق اساسي ملت و همچنين تحديد آزادي ها در محيط دانشگاه ها به پا خيزند تا نشان دهند دانشگاه زنده است و همواره بعنوان ديدبان جامعه مدني هشيار و بي باك، پيگير آرمانهاي خويش خواهد ماند !
به بهانه ی یک شروع
دانش ورزي امر ارزشمندي است و دانشگاهها بعنوان مراجع توليد علم نقش ارزنده اي در توليد ، تجزيه ، و تحليل علوم و مفاهيم در جامعه دارند. دانشگاهها در ايران نهاد هاي نونهالي هستند كه رضا شاه در سلسله برنامه هاي تجدد خواهي خويش، دانشگاه تهران را تأسيس نمود اما همين نهال نو نهاد ِ مولود ِ تجدد در زمان سلطنت پسر، از مهم ترين عوامل شورش شد و آزاديخواهي و عدالت جويي دانشگاه، مبارزه عليه شاه را توجيه نمود.
فضاي دانشگاه جو پلورال و كثرت گرايي بايد باشد . در دانش نوين و زميني يك حقيقت وجود ندارد . عدالت ، آزادي و مفاهيم انساني متكثر مي شوند و معتقدان به اين امور متكثر . بنابراين نگاه تك بعدي ، وحدت گرا و ايدئولوژيك در شأن دانشگاه و دانشجو نيست. اگر اين مفاهيم در دانشگاه با اصول علمي تئوريزه نشود به شكل سوء و خطرناكي در جامعه بصورت نادرست شكل خواهد گرفت.
باورم نميشود جناب شمس:
نامه ای به فواد شمس سرمايه داری که کمونيست شد!
باورم نمیشود. باورم نمیشود که فواد شمس ، عضو جبهه مشارکت کرج، عضو فعال، یاور جناب خلیلی اردکانی چپ کرده است. باورم نمیشود فواد شعار دفاع از حقوق کارگر سر میدهد. باورم نمیشود از طبقه محروم دفاع کند و بر سرمایه و سرمایه دار بتازد. اگر کمی حافظه تاریخی برای من و فواد مانده باشد باید به خاطر بیاوریم که چگونه نمایشگاه کتاب بهمن کارمندانش را استعمار میکرد:40هزار تومان ماهیانه در ازای 13 ساعت کار! تعجب نکنید. این رقم برای سالهای دور نیست. زمانیست که جناب فواد مشغول تدارک رفتن به دانشگاه بود و من دانشجو و کارمند نمایشگاه کتاب بهمن. و صاحب سرمایه ای میلیاردی با 4 شعبه در کرج و شهریار و هشتگرد : بیرجندی، پوررضا و شمس. بله، پدر فواد شمس. و تمامی دوستان من و کارمندان بهمن به یاد دارند رفتار پر تکبر فواد و فرزانه خواهرش را. به یاد دارم که سولماز .ف. کارمند ما به خواطر بی محلی کردن به خواهر فواد اخراج شد. اگر فواد کمی منصف باشد به خاطر میاورد شرایط غیر انسانی بهمن را. به خاطر میاورد دختران و پسرانی را که از غم نان تن به باربری داده بودند تا حفظ شرافت کنند. مریم افشار، البرز برغانی، نیلوفر کاشانی، زهره فرزانه،عباس ورمزیار، سعید شیرازی ، شیما جاوید، حامد حصاری، حجت شریفی، محمد مالکی و خیلی ها را به یاد میاورد. نام بردم که متهم به عدم صداقتم نکند.فواد باید بداند که پخش کتاب فواد که نمایندگی کتب قلم چی و گام به گام و ... در اختیار اوست از آن کیست. باید بداند که سهامدار کتابفروشی بزرگ مهران در بازارچه کتاب خیابان انقلاب کیست. باید بداند انحصار عرضه کتب کمک درسی در انتشارات راضیه و کتابفروشی سینا از آن کیست. و آن وقت تمام این دارایی ها و درامدها را جمع بزند و ببیند پرولتاریا کیست.
یعنی دوستان فواد سوال نکرده اند که گذشته فواد چه بوده است؟ فواد که این روزها به پایتخت کوچ کرده ودر تخت طاووس اقامت کرده این روزها عجیب یاد طبقه محروم افتاده. فواد با حدود یک میلیارد تومان سرمایه خانوادگی امروز مذمت سرمایه میکند و مرده باد سرمایه دار میگوید و برای کارگر مویه میکند. همان طبقه ای که هنوز هم در برده داری مدرن جناب شمس خدمت میکنند و حرمت نمی بینند. من و فواد در نوجوانی با هم مراودت داشتیم و من کارگر بودم و فواد ارباب زاده. در موسم انتخابات مجلس هفتم من در مجمع روحانیون بودم و فواد در جبهه مشارکت. به هنگام دولت هفتم هر دو در مشارکت بودیم و امروز من بی حزب به دنبا دنیای حقیقی ام و فواد بر طبل عدالت میکوبد و گذشته خویش از خاطر زدوده. معتقدم انسانها نهاد پاکی دارند. اما کاش فواد ذره ای از آن نهاد پاک را در خدمت حقیقت قرار میداد و میگفت و براعت می طلبید. جناب شمس اگر واقعا به گفتارتان صادقید نقدی بر عملکرد پدر گرامی بنویسید و برای من هم توضیح دهید که مخارج تحصیل و منزل و مبارزات شما بر علیه سرمایه داری از کجا تامین میشود؟
آیا پشتیبان شما در تمامی این مراحل سرمایه پدر شما نبوده؟
آیا این سرمایه حاصل تلاش و بیگاری من و دوستان من در بنگاههای متععدد اقتصادی خاندان شمس نبوده؟
واین بنگاهها در عرض این چند ده سال چند کارگر اخراجی داشته است؟ کارگرانی که بیمه نمی شدند.
حقوقشان در حد فاجعه بود و ساتور اخراج هر لحظه بر گردنشان بود.
باز هم حکایت باقیست. اگر جناب شمس رضایت دهند ذکر جزئیات کار در بنگاههای اقتصادی شمس و شرکا خالی از لطف نیست. اما فوادخان باید پاسخ دهند. پاسخ تمامی دانشجویانی که فریفته اند. دانشجویانی که خود شاید قربانی برده داری نوین خاندان شمس باشند.
گزارش ایسنا از تجمع امروز مقابل خانه فرهنگ را بخوانید
تجمع اعتراضآميز جمعي از دانشجويان مقابل خانه فرهنگ دانشگاه علامه طباطبايي
تجمع اعتراضآميز جمعي از دانشجويان دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي

گزارش خبرگزاری ایسنا از تجمع را بخوانید.
دانشکده ی ادبیات علامه :
امروز انتخابات انجمن اسلامی دانشکده ی ادبیات دانشگاه علامه یعنی دانشکده ی ما لغو شد.
بیانیه دادیم. تجمع گذاشتیم. دانشگاه سهند هم شلوغ بود همچنین دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
واما بيانيه:
نامه ي سرگشاده به مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي
نقدي بر عملكرد انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي
30 در خواست مجوز براي نشريه به مدت 5 ماه منتظر مي مانند و شما سكوت مي كنيد يا شايد هم بي اهميت مي گذريد . به تدريج جو پادگاني بر دانشگاه حاكم مي شود و شما تنها نگاه مي كنيد . هر دختري در دانشگاه در استرسِ مخوفي مبني بر اينكه نكند بد حجاب شناسان انگ بد حجابي بر او بچسبانند و از ورودش به دانشگاه جلوگيري كنند و شما سكوت مي كنيد . در دانشكده ي علوم اجتماعي تحصن مي شود و شما اعتراض نمي كنيد . چرا انجمن اسلامي براي برخورد با سانسور خانه ي فرهنگ و مبارزه با قرائت رسمي – دولتي اين مركز و يا تسهيل در چاپ نشريه در اين دانشگاه اقدامي نمي كند ؟!!!!!
انجمن هاي علمي دانشكده ي حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي در خواب زمستانه
|
|