تبليغاتX
ثبات
 
ثبات
 
 
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد
 

دو نوشته ای که در ویژه نامه 28 مرداد در روزنامه عصر اقتصاد از من چاپ شد:

دولت مصدق و اعتلای حقوق

شعبان بی مخیسم و لمپن های سیاسی




متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  88/06/06ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

دگرگوني مفهوم «زندگي مشترك» در عصر مشروطه

 مفهوم زندگي مشترك از مفاهيمي بود كه در عصر مشروطه توسط تجدد طلبان دگرگون شد. فعالان حقوق زنان تأكيد مي كردند كه عدم شناخت و آگاهي  لازم جهت زندگي مشترك، ناشي از آموزش هاي رايج و غلط در جامعه است و اين يك خلل بزرگ در مفاهيم زندگي مشترك بود. اين آموزش سينه به سينه به نسل هاي بعدي انتقال مي يافت. در مورد روابط زن و شوهر به دختران آموزش مي دادند


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  87/03/17ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

سردار مليوقتي دلاور تبريزي بخاطر استبداد حاكم در تهران سوار اسب خويش مي شد تا تجدد خواهي ايران را نجات دهد شايد گمان نمي كرد كه همرزم اش (يپرم خان) قاتلش شود و نه اجنبي و محمد علي قاجار. وقتي غيرتش به وطن ، به مشروطه و به آزادي او را از تبريز روانه ي تهران نمود تا استبداد صغير را در شكند ، گمان استبداد كبير را كه توسط همين مشروطه چيان بنا شد را، نمي كرد. اما ستار را به حق سردار ملي لقب دادند. سردار غيوري كه با سلاحش به جنگ با مستبدان رفت. اما سلاح ستار تفنگش نبود بلكه غيرت وي به مشروطه اي بود كه بنيان نويي در انداخته بود.

 |+| خط خطی شده مورخ  86/08/25ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

ميرزا

 يوسف خان

مستشار الدوله تبريزي

ميرزا يوسف خان مستشارالدولهميرزا يوسف خان مستشار الدوله را بايد يكي از بزرگترين متفكران آزاديخواه نهضت مشروطه ايران دانست. چنين به نظر مي رسد كه مستشارالدوله در مدت اقامت در روسيه با افكار و آثار متفكران روسيه آشنا شده و از خرمن توشه ي فراوان اندوخته است.

مهم ترين تأليف او رساله ي «يك كلمه» است. رساله ي يك كلمه كتابي است درباره ي قانون و در واقع ترجمه ي قانون اساسي فرانسه است. در رديابي فرهنگ سياسي او بايد گفت كه نخستين آشنايي او با علم سياست غرب زماني بود كه به سمت منشي كنسولگري انگليس در تبريز خدمت مي كرد و در اين زمان با كتابهاي ليبراليستي انگليسي آشنا شد. رساله ي يك كلمه در سال 1287 قمري در پاريس نوشته شد. اين كتاب ترجمه قانون اساسي فرانسه است و او براي آنكه از شدت مطالب آن بكاهد قوانين اساسي فرانسه را با آيات قرآن و احاديث اسلامي مقايسه و منطبق نمود. بيشترين تغذيه سياسي مستشارالدوله از مكتب اصالت فردي فرانسوي و خرگرايي وابسته به آن بود.

چندي بعد از انتشار يك كلمه بر اثر فتنه جويي مغرضين و فرستادن رسالات خصوصي او و بهمراه آن رساله ي يك كلمه براي ناصرالدين شاه و با تأكيد بر مطالعه دقيق ناصرالدين شاه از نكات حساس كتاب دستور حبس و جلب و شكنجه مستشارالدوله صادر شد. ناظم الاسلام كرماني مي نويسد: رساله ي يك كلمه را به دستور ناصرالدين شان آنقدر بر سرش كوفتند كه چشم هايش آب آورد. مستشارالدوله كه ساليان دراز زجر و شكنجه استبداد ناصري را تحمل كرده و همه رجال عهد ناصري را جز استثنا از يك قماش مي دانست راه انتقام را در اين ديد كه وصيت كند تابوتش بر دوش چند حمال از همان توده مردم كه سالها براي آسايششان خون دل خورده بود حمل شود نه بر دوش چند سياستمدار آلوده.از آثار ديگر مستشارالدوله ميتوان به كتابچه بنفش در باره راه آهن سراسري ايران اشاره كرد.

 |+| خط خطی شده مورخ  86/05/13ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

 

 

خلاصه اي

 از كتاب مكتوبات آخوند زاده

 

آخوندزاده

آخوند زاده از روشنفکران عصر مشروطه هست. رویکردش به نسبت تند و گزنده بوده و بیشتر مذهب و فرهنگ مردمی را مورد انتقاد قرار داده است. کتاب مکتوبات آخوند زاده در زمان خویش اجازه چاپ نیافت و جزء کتابهای ضاله شد ولی به صورت زیرزمینی و مخفی میان روشنفکران رد و بدل شد (عصر قاجار).فریدون آدمیت در کتابی به بررسی عقاید آخوند زاده آخوند زاده پراخت ولی باز هم مفاهیم این کتاب (مکتوبات کمال الدوله)به مذاق خودکامگان اندیشه سازگار نیامد باز هم ممنوع الچاپ شد(دوران پهلوی).در جمهوری اسلامی هم از انتشار این کتاب جلوگیری کردند.


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  86/05/12ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

ن دو رويكرد فرانسوي و انگليسي در ميان روشنفكران عصر مشروطه

انقلاب مشروطه ايران نماد تجزيه و شكستن تابوي قدرت بود. در اين ميان گروهي از روشنفكران  به نقد حكومت و ساختار حكومتي نشستند و بزرگترين درخواست آنها قانونخواهي بود.تحليل اين عده از روشنفكران تحليل سياسي بود. هيئت حاكمه به نوعي در اين جريان فكري مورد انتقاد قرار گرفتندو علت اصلي عقب ماندگي ايران معرفي مي شدند. بارزترين روشنفكر اين طيف را مي توانيم ملكم خان معرفي كنيم و رساله ي تنظيمات وي بزرگترين دليل براي اثبات اين امر. رساله ي تنظيمات كتابي است از ملكم خاندر نقد ساختار امور حكومتي ، بيان تفكيك قوا و ...

از سوي ديگر نيز در اين ميان وجود داشت كه لبه ي تيزِ نقدشان به سوي مذهب ، فرهنگ ادبيات بودو بجاي هيئت حاكمه ، فرهنگ مردمي و مرجع روحانيت را مورد انتقاد قرار داد. آخوند زاده مؤثرترين روشنفكر اين گروه است كه با زباني تند و برنده به مذهب و فرهنگ مردمي مي تازد و غايت آمال اش از اصلاح را تغيير الفبا معرفي مي نمايد . اكثر نوشته هاي آخوند زاده در باب  مسائلي چون ناسيوناليسم و سكولاريسم است.

******

تقسیم بندی روشنفکران به لحاظ تقلیل گرایی در عصر مشروطه را در همین وبلاگ بخوانید

 |+| خط خطی شده مورخ  86/05/12ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

مــــتـــــن فرمــــــــان مشـــــروطيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

جناب اشرف صدراعظم -- از آنجا که حضرت باریتعالی جل‌شأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف بانتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعون‌الله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهء امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر می‌داریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفه‌الحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بی‌زوال باشند –

     در قصر صاحبقرانيه به تاريخ چهاردهم جمادي  الثانيه  ۱۳۲۴ هجري در سال يازدهم سلطنت ما

قاجار
flag_aqa_mohammad_khan.jpg

شاهان قاجار

عنوان


آقامحمد خان
فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه
احمدشاه

دوره سلطنت


۱۷۹۴-۱۷۹۷
۱۷۹۷-۱۸۳۴
۱۸۳۴-۱۸۴۸
۱۸۴۸-۱۸۹۶
۱۸۹۶-۱۹۰۷
۱۹۰۷-۱۹۰۹
۱۹۰۹-۱۹۲۵

نخست‌وزیرهای قاجار

حاج ابراهیم كلانتری
قائم مقام فراهانی
امیرکبیر
میرزا حسن‌خان سپه‌سالار
میرزا يوسف مستوفی‌الممالک
امین‌السلطان
عین‌الدوله
مشیرالدوله
مشیرالدوله پیرنیا
حاج میرزا آقاسی
قوام‌السلطنه
وثوق‌الدوله

چهره های معروف

عباس میرزا نایب السلطنه
سید جمال‌الدین اسدآبادی
حسین بهزاد
مهد علیا
ستارخان
صمصام‌السلطنه
علیقلی خان سردار اسعد
میرزا کوچک‌خان جنگلی
حیدرخان عمواوغلی

وقایع مهم

قرارداد آخال
معاهده پاریس
معاهده گلستان
معاهده ترکمنچای
امتیازات و قراردادها در دوره قاجار
جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار
انحلال سلسه قاجار

جنبش مشروطه

قیام تنباکو
جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت
جنبش جنگل
کودتای ۱۲۹۹

 

 |+| خط خطی شده مورخ  86/05/11ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

14 مرداد

سالروز انقلاب

مشروطه ايران

 

 

 

 

14مرداد سالروز مشروطه و 101 سالگرد اين انقلاب پرشكوه ايران زمين است. لذا با توجه به اهميت اين واقعه ي تاريخي از امروز تا مدتي در اين وبلاگ به بررسي انقلاب مشروطه ي ايران تا جايي كه در حد توان و سواد اين نگارنده باشد خواهم پرداخت.

مشروطه تاريخ بيداري ايرانيان است. نقد به صورت جدي پديد آمد و حوزه ي سياسي و حوزه ي ديني به شدت مورد نقد قرار گرفت و تابوي شاه و روحاني شكست. قانون خواهي، آزادي ، عدالت،‌ پاسخگويي شاه ، حقوق ملت و مفاهيم مدرن در اين وهله ي زماني وارد ادبيات سياسي ايرانيان شد. ‌

                                           

 |+| خط خطی شده مورخ  86/05/11ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

ث حكومت قانون (1)

الگوي حكومت سلطنت مستقل منظم ؛ اولين گام در جهت استقرار حكومت قانون

اساس حكومت قانون بر انتظام قدرت در جامعه بنيان نهاده شد، انتظامي كه بيشتر متأثر از منطق حاكم بر حكومت مدرن بود. تدوين حكومت قانون در دو مرحله شكل گرفت: مرحله ي اول نظريه ي حكومت سلطنت مستقل منظم بود كه در عصر ناصري مطرح شد و مرحله ي دوم ، بناي حكومت مشروطه در سال 1285 بود كه تفاوت هاي اساسي با نظريه ي حكومت سلطنت مستقل منظم داشت.


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  85/12/25ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

د معرفي ميرزا عبدالرحيم طالبوف تبريزي

ميرزا عبدالرحيم در خانواده ي متوسط پيشه ور در محله ي سرخاب تبريز به دنيا آمد. خود تصريح كرد كه پدرش استاد ابوطالب نجار بود و پدربزرگش استاد عليمراد  نيز همين حرفه را داشت. به همين سبب يكجا نام «نجار زاده»  را بر خود نهاد . به قرار معلوم عبدالرحيم  در شانزده سالگي به تفليس رفت و به تحصيل مقدمات دانش جديد پرداخت.

                       


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  85/12/23ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

                 اصلاح طلبی و مشروطه گری

مدتی است که جریان موسوم به اصلاح طلبان در تلاش اند نهضت مشروطه و اصلاح طلبی  را نزدیک ساخته و به خود هویتی تازه بخشند. اما تشبیه این اصطلاح و مشبه ساختن اصلاحاتِ 1376 تا 1385 و نهضت مشروطه ی 1285 خالی از ایراد نمی باشد .

قبل از ورود به این بحث نیز باید نکاتی در باب شناخت مشروطه ذکر شود. نظام جمهوری اسلامی در صدمین سال تولد مشروطه  چنان مشروطه و جریان مشروطیت را تصویر کرد که خالی از سوئ نیت ها و تحریف های بسیار نبود . مشروطه در شیخ فضل الله و بهبهانی و طباطبایی و ستارخان خلاصه می شد  و گروهی نیز چون رئیس مجلس شورای اسلامی  مدعی بودند باید تاریخ دوره مشروطه را از نو نوشت !!! لذا تأمل در این باب که مشروطه چیست و چه می خواست نیاز به کتا بهای مرجع و دور از تحریف ایدئولوژیک و سیاسی دارد . همچنین باید توجه کرد  که انقلاب مشروطه ی ایران ، برعکس انقلاب 57  و تا  حدودی جریان ملی شدن نفت در ایران ناشناخته مانده است و برای همین است که گروههای سیاسی و ایدئولوژی های متفاوت سعی در تحریف ،تقلیل  و سوء استفاده از آن را دارند .

اما در این نوشته سعی در نقد رویکرد  جناح اصلاحات در ایران به مشروطه را خواهیم داشت که نهضت مشروطه را همان جنبش اصلاحات و جنبش اصلاحات  را شبیه نهضت مشروطه می داند .(محمد قوچانی ، ویژه نامه انقلاب مشروطه، روزنامه ی شرق .)

بسیاری از تعبیر ها و تفسیر ها در باب مشروطه ، مانند تفسیر رسمی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی از مشروطه تا حدی مغرضانه هستند که با مراجعه به کتب مرجع یا همان کتاب های ممنوع الچاپی چون کتابهای دکتر فریدون آدمیت یا تاریخ سانسور شده ی کسروی قابل حل است و نیازی به بحث نیست .


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  85/06/08ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

فاتحه براي مشروطه

پيروزي آزاديخواهان و انقلاب مشروطه ديري نپاييد و با يورش استبداد از پا در آمد.اشرف الدين گرگاني (نسيم شمال) پس از سركوب مشروطه خواهان شعر زير را در وصف  حال و هواي  آن روزگار گفته است:

رفت از دار فنا مشروطه             رحمت الله علي مشروطه 

مجلس فاتحه بر پاسازيد               قاري خوب مهيا سازيد

                     رحمت الله علي مشروطه

جمع گرديد همه با تب و تاب !      مجلس فاتحه خواني به شتاب!

صرف گرديد چو قليان و گلاب     پس بخوانيد همه بهر ثواب :!

                    رحمت الله علي مشروطه

رخت پاكيزه بپوشيد همه !           بهر مشروطه بكوشيد همه !

همچو زنبور بجوشيد همه !          بهر مشروطه بكوشيد همه

                    رحمت الله علي مشروطه

فرش و قاليچه ز كرمان آريد !        گل گلدسته ز كاشان آريد!

آب نارنج ز گيلان آريد!               ماهي و مرغ و فسنجان آريد!

                    رحمت الله علي مشروطه

پس بياريد به صد سوز و گداز!       روضه خواني كه بود خوش آواز !

از پس روضه  و تعقيب و نماز!      هي بخوانيد به آواز حجاز:!

                    رحمت الله علي مشروطه

ما سخن هاي نهايي داريم !            مجلس فاتحه خواني داريم !

باز اميد جواني داريم !                 سوي مجلس نگراني داريم!

                    رحمت الله علي مشروطه

لوطيان خوب به ما حقه زدند !       طرز مرغوب به ما حقه زدند !

عكس مطلوب به ما حقه زدند  !      در «دزاشوب» به ما حقه زدند !

                    رحمت الله علي مشروطه

بود اگر گردن مشروطه كلفت !      پس چرا  زود به يك تير بخفت؟ !

نعمتي بود ز كف رست به مفت!     واعظي بر سر منبر مي گفت !

                    لعنت الله علي مشروطه

اهل تهران چو نشان ها دادند  !      اهل تبريز چه جانها دادند !

اهل گيلان چو جوانها دادند   !       آخر اين شعر به آنها دادند!

                    رحمت الله علي مشروطه

علم اگر نيست عمل هم خوب است !     اصل اگر نيست ، بدل هم خوب است !

قند اگر نيست عسل هم خوب است!       خواندن شعر و غزل هم خوب است!

                   رحمت الله علي مشروطه

حيف از آن زحمت بي حاصل ما  !    حل نشد عاقبت اين مشكل ما !

«دده بزمار» شده خوشگل ما!           دل ما ، واي دل ما، واي دل ما  !

                  رحمت الله علي مشروطه

يزد و كاشان و فراهان و عراق  !     قم و قزوين و خراسان و نراق !

قصر شيرين و و كرند و پل طاق!     بر زبان همه با زور و چماق : !

                  رحمت الله علي مشروطه

خلق از جان همه بيزار شدند !         زارعين جمله گرفتار شدند!

كسبه يكسره بيكار شدند  !              اغنيا داخل اين كار شدند !

بود مال فقرا مشروطه !                رحمت الله علي مشروطه !

 

 

 |+| خط خطی شده مورخ  85/02/30ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

مقاله ي حاضربررسي نقش نسوان در عصر مشروطه و تكوين حقوق زنان در جريان مشروطه بود كه به اختصار به چند فعاليت آنها از جمله نشريات ، مدارس و انجمن هاي زنان در عصرمشروطه اشاره شد. زن در عصر مشروطه معنايي ديگر پيدا كرد. مبارزات زنان ، اين مفهوم را متولد نمود كه زن هم ارزش انسان بودن دارد . حق دارد در فعاليت هاي سياسي شركت كند تربيت شود و در يك كلام از حقوق برابر حقوق مرد بهرمند شود.اگر چه زنان در عصر مشروطه حق رأي پيدا نكردند اما فعاليت هاي آنان آغازگر جنبشي بود كه سر انجام منجر به حق رأي زنان شد.از بين رفتن مشاركت سياسي و اجتاعي زنان همچون حق رأي ، حق تشكيل انجمن و .... مولد ديگر محروميت هاي وي گشت. امروز نيز اگر در صدد احقاق حقوق زنان باشيم در وهله ي اول مي بايست در فكر مشاركت سياسي و اجتماعي زنان و مولد بودن آنان در بخش اقتصاد باشيم. تجدد طلبان عصر مشروطه همان طور كه ديديم در صدد بودند زنان را بيرون از خانه هم تعريف كنند اما افرادي چون ملكم هم بودند كه اعتقاد به در خانه ماندن زن داشتند كه معتقد بودند مي بايست زن در خانه بماند و مرد  را آماده  و پرورده بكنند تا باز هم مرد قهرمان داستان هاي تاريخي ايرانيان گردد اما اكثر روشنفكران مشروطه مانند آخوند زاده و ميرزا آقا خان كرماني  و زناني چون صديقه دولت آبادي معتقد بودند زن در جامعه خود نيز مي بايد حقوق اجتماعي و سياسي رعايت شود.

سيطره ي فرهنگ مرد سالار و برخي قرائت هاي مسلط مذهبي زنان را خوار شمرده و همچون سدي در مقابل احقاق حقوق او ايستاد . بهر حال زنان در عصر مشروطه قابليت هاي خود در اجتماع نشان داده و فهماندند كه اين نصف بشريت نيز مي توانند انتخاب كنند ، انتخاب شوند و فعاليت كنند و از حقوق انساني برخوردار شوند. نقد نظام مردسالار كه توسط زناني چون طائره خانم ، صديقه دولت آبادي ، روشنفكران  و نشريات مشروطه طلب انجام شد در رشد  و ارتقاي مفهوم زن نقش بسياري داشت.

ورود زن به اجتماع و مسئله ي كار زن نيز در تغيير نگرش به مفهوم زن نقش بسزايي داشت. زني كه تا ديروز در خانه تعريف مي شد تعريف بيروني و اجتماعي پيدا كرد . در عصر مشروطه زنان براي اولين بار به صورت هدفمند و تشكيلاتي تعاوني هاي اقتصادي به وجود آوردند، در مدارس تدريس كردند  و روزنامه هاي بسياري  را تأسيس و اداره نمودند. اينگونه بود كه با اختصاص هر چند كوچك  بخش اقتصادي ، زن وارد عرصه ي اجتماع شد و حقوق او با جديت بيشتري دنبال شد.                                                                                                               

فعاليت هاي زنان را در چند بخش كلي مي توان چنين تقسيم كرد.

الف)فعاليت هاي كه در جهت پيشبرد اهداف مشروطه بود كه مي توان اهداف ملي نيز ناميد مثل برخورد با اولتيماتوم دولت روس و تحريم كالاهاي وطني.

ب) نوع ديگر از فعاليت زنان در جهت تكوين حقوق زنان بود كه ايجاد مدارس ، تقاضاي حق رأي و ... از مصاديق آن بود.

البته طرفداران گروه اول بيشتر بود و فعاليتشان كم تر با سنت هاي جامعه اصطكاك پيدا مي كرد اما گروه دوم اينكونه نبود. مثلاً همين قضييه ي كشف حجاب يا مدارس دخترانه قبل از اينكه حاكميت و استبداد سياسي با آن درگير شوند گروههاي سنتي جامعه و استبداد ديني از جمله روحانيون با آن برخورد كردند.

جنبش احقاق حقوق زنان در مشروطه به دو دليل موفق به احقاق  اهداف خود نشد اگر چه فضاي جامعه را تا حدودي تغيير داد : دليل اول از لحاظ كميتي بود كه حاميانشان از تعداد كمي تشكيل شده بود همچنين بسياري از فعالان زن مفاهيمي چون تساوي حقوق زن و مرد و حقوق زن در سياست را قبول نداشتند . علت دوم در عدم تأثير گذاري فعاليت هاي سياسي و اجتماعي زنان در جامعه بود . اگر چه بعد از مشروطه زنان در جامعه فعاليت هايي كردند اما مقدار آن و تأثيرگذاري آن به حدي نبود كه زن اهدافش را در جامعه محقق كند. به اين دليل بود كه اهدافي چون حق رأي زنان در زمان مشروطه به نتيجه نمي رسد.

 |+| خط خطی شده مورخ  84/11/22ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
روحانيت در عصر بحران
حميد قهوه ‌چيان / نشريه دانشجويي نما شماره 1
زلزله‌اي روي داد. همه‌چيز دگرگون شد. اين دگرگوني در فرهنگ، فكر و انديشه رخ داده بود. آري، انقلاب مشروطه اتفاق افتاده بود. مردم قيام كرده بودند. مردم ايران بيدار شده بودند. بنابراين عصر مشروطه را مي‌توان عصر بيداري ايرانيان ناميد.

آخوند زاده، روشنفكر فراموش‌ شده!
حميد قهوه‌ چيان / نشريه دانشجويي نما 2

آخوند زاده معتقد است نه تنها اسلام و مسيحيت بلكه تمام اديان ، زمينه‌ي انحطاط ملتها را فراهم مي‌آورند. اين نظر آخوندزاده مربوط مي‌شود به اعتقاد وي كه دين ، با اعتقاد كوركورانه و تعبّدانه همراه است.

کالبد شکافی یک اندیشه، شیخ فضل الله نوری ؛ روحانی مشروعه طلب
حمید قهوه چیان

از شیخ فضل الله دو چهره کاملاً متفاوت قبل و بعد از انقلاب برای ما ترسیم می شود .چهره منفی قبل از انقلاب جمهوری اسلامی در حکومت رژیم شاهنشاهی پهلوی و چهره مثبت از نوری در حکومت جمهوری اسلامی.

تاريخ علم است يا هنر؟
حمید قهوه چیان

تاريخ علم است يا هنر ؟ بياييد سوال را بهتر بفهميم . منظور از تاريخ چيست؟ فلسفه ي تاريخ ، فلسفه ي جوهري تاريخ ، فلسفه ي تحليلي تاريخ ، کتاب تاريخي که در مدارس تدريس مي شود ، تعيين موقعيت روز در سال مثلاً 12/7/84 ، تاريخ به معناي کلي و گذشته يا تاريخ به عنوان وقايع تاريخي؟...
 |+| خط خطی شده مورخ  84/10/04ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

تاریخ آموزگار بزرگی است .تاریخ حافظ تمدن و فرهنگ بشری است .تاریخ روشنفکری ایران هم بیانگر سیر تکاملی اندیشه روشنفکران است .جریانی که از بدو تشکیل مورد بی مهری قرار گرفت .روشنفکران موج و حرکتی است به ماورای جریان ثابت و ایستا،به ماورای سنت و باور عامیانه و همین علتی است که دلواپسان سنت که وجودشان به همین امور گره خورده به مخالفت بر می خیزند.روشنفکران چه دینی و چه غیر دینی از همان ابتدا مورد خشم و بی مهری قرار گرفتند.برای مثال مستشار الدوله یکی از نمونه های آن بود.کتاب«یک کلمه»را که در واقع شاهکار مستشار الدوله بود در راه تهران به قزوین آنقدر بر سرش کوبیدند که چشمانش آب آورد .مثال این بی مهری ها در این عصر بسیار است .این رفتارها هم اکنون هم از سوی خودکامان تاریخ ادامه دارد و نمونه بارز آن برخورد خودکامانه مخالفان اندیشه و گفتگو با آقای دکتر عبدالکریم سروش بود که سلاحی جز مشت و لقد ندارند .اسامی زندانیان زندان اوین نیز سند اثبات مدعای ماست.با این مقدمه در این نوشتار سعی شده است بطور اجمالی بر گروهبندی های درون روشنفکران عصر مشروطه اشاره شود.گروهی از روشنفکران همانند ملکم خان ومستشار الدوله برقراری حکومت مشروطه را امری اجتناب ناپذیر می دانستندولی به خاطر مقتضیات و شرایط زمانی ومکانی اصول دموکراسی و مشروطه را با عناصری از مذهب اسلام آمیختند.این جنبه از نوشته های آنها سبب گمراهی مقام های مذهبی در تفسیر شان از مشروطیت گردید حتی آنها اعلام کردند دولت های غربی اصول مشروطیت را از مبانی اسلامی گرفته اند .مستشار الدوله از یک سو به عنوان دوستار و هواخواه جدی حکومت مشروطه خود نمایی می کرد ولی از سوی دیگرمی کوشید که همسانی های قانون فرانسه و قانون اسلام را با نقل قول هایی از حدیث و قران بیابد و در نتیجه بحث او آمیزه ای است از مطالب مربوط به نظام مشروطه باختری که سخت از آنها هواخوهی می کرد ،و از تصورات نادرست ،تفسیر های غلط،مقایسه های بی بنیان و آشتی گراییهای نامتناسب.

مستشار الدوله از آزادی بسیار ستایش کرده بود و شرح و توضیح آ« با اصول آزادی غربی مطابقت  داشت اما تحریف و اشتباه بزرگ او همان بود که مانند ملکم خان از آزادی غربی به امر به معروف و نهی از منکر می رسید و می گفت .این آزادی که در غرب از آن صحبت می کنند همان امر به معروف و نهی از منکر خودمان است.

کار مستشار الدوله در شناساندن مشروطه و اصول مشروطیت به دولتیان ارزشمند است ولی تقلیل و انحراف مبانی مشروطه با مبانی اسلام اشتیاه او بوده است.ملکم خان نیز در همانند مستشار الدوله سعی در تقلیل مفاهیم مشروطه با مبانی اسلامی داشت. به دلیل همین انحراف ها و تقلیل مفاهیم مشروطه بود که ملکم خان داری تناقضات بزرگ شد.ملکمی که در یک دوره طرفدار تصرف بی قید و بند مدنیت غربی بود تبدیل به ملکمی شد که قانون اسلامی را درخواست کرد، مشروطیت را به نوعی گرفته شده از اسلام دانست و خواستار حضور مجتهدین در مجلس شورا شد و ….

این گروه گروه محافظه کاری بود که بخاطر مقتظیات زمان و مورد قبول واقع شدن مشروطیت،دست به تقلیل و تحریف مبانی آن زد.

اما گروه دیگراز اندیشمندان عصر مشروطه از جمله طالبوف و آخوند زاده تفسر درست تری از مشروطه ارائه دادند. آخوند زاده ضد مذهب بود و طالبوف به اسلام ایمان داشت و تا اندازه ای هم بدان عمل می کرد .آخوند زاده به شیوه آشکار بر ضد اسلام برخاست ولی طالبوف به عنوان یک مسلمان به اسلام ایمان داشته اما آن را امری فردی و قلبی می دانست با ایه حال گاهگاهی هم مذهب را با سیاست می آمیختتفاوت بنیادی این دو اندیشه گر در این بود که طالبوف مشروطیت تقریباً مطابق با موازین غربی تفسیر کرد بدون آنکه موارد اختلاف میان اسلام و اصول مشروطه غربی را آشکار بیان کند ولی آخوند زاده اصول مشروطه غربی را کاملاً به شیوه بورژوازی غربی تفسیر کرد و بالاتر از همه و با صراحتی کامل موارد تناقض و تضاد مشروطه غربی را با صول ومبانی اسلامی بیان کرد و تأکید کرد این دو عنصر باید از هم جدا باشند .او در واقع یک سکولاریست تمام عیار بود .در واقع شعار این گروه این بود که دیانت را نباید داخل در سیاست کرد و اصول  و مبانی اسلامی با اصول مشروطیت غربی متناقض و متضاد است

 |+| خط خطی شده مورخ  84/05/17ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
 
  بالا