تبليغاتX
ثبات
 
ثبات
 
 
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد
 

 

ایتالیا اول شد

 

 


متن کامل
 |+| خط خطی شده مورخ  85/04/19ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

هر انساني بالتبع در محيطي كه هست و با توجه به شخصيت خويش و نيازها و نگراني هايي پيدا مي كند . اما آيا مي شود به خاطر اينكه دغدغه اي نداشته باشيم ، دغدغه سازي كنيم ؟ چقدر درسها سخت است ! چرا فلاني ، فلان كار را كرد؟!

اما سوال اينجاست كه چرا شخصي در مقام دانشجو بودن ، دغدغه و و انديشه و فكر و به قول ارسطو فطرت ثاني ندارد ؟ چرا در باره ي اقتصادش ، چرا در باره ي حاكميت اش و چرا در باره ي خودش به عنوان يك انسان انديشه اي نمي كند  و بالتبع دغدغه اي در او پيدا نمي شود .بهانه براي اكثر چيزها پيدا مي شود جز فطرت ثاني و سيطره ي فطرت اول چنان گسترده است كه زندگي را در بر مي گيرد . شايد بتوان گفت فضاي سياسي موجود و علل فرهنگي در ايران يكي از عواملي است كه به اين بحران دامن مي زنند . بحران بي خيالي نسبت به حوزه ي عمومي و غرقه ي حوزه ي شخصي شدو يا بهتر حوزه ي خود ساخته شدن. اما نكته اينجاست كه انسان همواره بايد دغدغه اي داشته باشد . بحران و چرا انسان را در معرض ديالكتيكي قرار مي دهد كه همواره منتظر نتيجه اي خواهيم بود . اما كسي كه دغدغه ندارد مجبور مي شود تا دغدغه اي بسازد تا زندگي كند  و اين چرخه ي پوچ ِ دغدغه هاي خود ساخته ي زندگي ، زندگي را به ناكجا آباد مي رساند . ناكجا آبادي كه فرد را احاطه كرده و او را در جو پوچي قرار مي دهد و البته در اين جاست كه شايد جرقه اي دغدغه اي را اساساً شكل مي دهد . چرا من اينجا قرار دارم؟ من كيستم؟

 |+| خط خطی شده مورخ  85/04/18ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

برای لغو سنگسار ملک قربانی طومار زیر را امضا کنید

Save Malek Qorbani from stoning in Iran

Click text below to sign the petition

 

کميته  بين المللي عليه سنگسار

 

ملک قرباني را در زندان اروميه خطر سنگسار تهديد ميکند!

 

به اين رفتار جمهوري اسلامي اعتراض کنيد!

 

برای خواندن متن و امضای پتیشن تکس زیر را کلیک کنید

برای لغو سنگسار ملک قربانی لطفا طومار زیر را امضا کنید

 

View Current Signatures                           

 |+| خط خطی شده مورخ  85/04/18ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
نامه ای به فواد شمس از احمد شیثی

باورم نميشود جناب شمس:

 

نامه ای به فواد شمس      سرمايه داری که کمونيست شد!

 

باورم نمیشود. باورم نمیشود که فواد شمس ، عضو جبهه مشارکت کرج، عضو فعال، یاور جناب خلیلی اردکانی چپ کرده است. باورم نمیشود فواد شعار دفاع از حقوق کارگر سر میدهد. باورم نمیشود از طبقه محروم دفاع کند و بر سرمایه و سرمایه دار بتازد. اگر کمی حافظه تاریخی برای من و فواد مانده باشد باید به خاطر بیاوریم که چگونه نمایشگاه کتاب بهمن کارمندانش را استعمار میکرد:40هزار تومان ماهیانه در ازای 13 ساعت کار! تعجب نکنید. این رقم برای سالهای دور نیست. زمانیست که جناب فواد مشغول تدارک رفتن به دانشگاه بود و من دانشجو و کارمند نمایشگاه کتاب بهمن. و صاحب سرمایه ای میلیاردی با 4 شعبه در کرج و شهریار و هشتگرد : بیرجندی، پوررضا و شمس.  بله، پدر فواد شمس. و تمامی دوستان من و کارمندان بهمن به یاد دارند رفتار پر تکبر فواد و فرزانه خواهرش را. به یاد دارم که سولماز .ف. کارمند ما به خواطر بی محلی کردن به خواهر فواد اخراج شد. اگر فواد کمی منصف باشد به خاطر میاورد شرایط غیر انسانی بهمن را. به خاطر میاورد دختران و پسرانی را که از غم نان تن به باربری داده بودند تا حفظ شرافت کنند. مریم افشار، البرز برغانی، نیلوفر کاشانی، زهره فرزانه،عباس ورمزیار، سعید شیرازی ، شیما جاوید، حامد حصاری، حجت شریفی، محمد مالکی و خیلی ها را به یاد میاورد. نام بردم که متهم به عدم صداقتم نکند.فواد باید بداند که پخش کتاب فواد که نمایندگی کتب قلم چی و گام به گام و ... در اختیار اوست از آن کیست. باید بداند که سهامدار کتابفروشی بزرگ مهران در بازارچه کتاب خیابان انقلاب کیست. باید بداند انحصار عرضه کتب  کمک درسی در انتشارات راضیه و کتابفروشی سینا از آن کیست. و آن وقت تمام این دارایی ها و درامدها را جمع بزند و ببیند پرولتاریا کیست.

یعنی دوستان فواد سوال نکرده اند که گذشته فواد چه بوده است؟ فواد که این روزها به پایتخت کوچ کرده ودر تخت طاووس اقامت کرده این روزها عجیب یاد طبقه محروم افتاده. فواد با حدود یک میلیارد تومان سرمایه خانوادگی امروز مذمت سرمایه میکند و مرده باد سرمایه دار میگوید و برای کارگر مویه میکند. همان طبقه ای که هنوز هم در برده داری مدرن جناب شمس خدمت میکنند و حرمت نمی بینند. من و فواد در نوجوانی با هم مراودت داشتیم و من کارگر بودم و فواد ارباب زاده. در موسم انتخابات مجلس هفتم من در مجمع روحانیون بودم و فواد در جبهه مشارکت. به هنگام دولت هفتم هر دو در مشارکت بودیم و امروز من بی حزب به دنبا دنیای حقیقی ام و فواد بر طبل عدالت میکوبد و گذشته خویش از خاطر زدوده. معتقدم انسانها نهاد پاکی دارند. اما کاش فواد ذره ای از آن نهاد پاک را در خدمت حقیقت قرار میداد و میگفت و براعت می طلبید. جناب شمس اگر واقعا به گفتارتان صادقید نقدی بر عملکرد پدر گرامی بنویسید و برای من هم توضیح دهید که مخارج تحصیل و منزل و مبارزات شما بر علیه سرمایه داری از کجا تامین میشود؟

آیا پشتیبان شما در تمامی این مراحل سرمایه پدر شما نبوده؟

آیا این سرمایه حاصل تلاش و بیگاری من و دوستان من در بنگاههای متععدد اقتصادی خاندان شمس نبوده؟

واین بنگاهها در عرض این چند ده سال چند کارگر اخراجی داشته است؟ کارگرانی که بیمه نمی شدند.

حقوقشان در حد فاجعه بود و ساتور اخراج هر لحظه بر گردنشان بود.

باز هم حکایت باقیست. اگر جناب شمس رضایت دهند ذکر جزئیات کار در بنگاههای اقتصادی شمس و شرکا خالی از لطف نیست. اما فوادخان باید پاسخ دهند. پاسخ تمامی دانشجویانی که فریفته اند. دانشجویانی که خود شاید قربانی برده داری نوین خاندان شمس باشند.

 

http://gamibepish.persianblog.com/      

 

                                                             و جواب فواد شمس 

 |+| خط خطی شده مورخ  85/04/18ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
از امروز  دوباره قصد وبلاگ نویسی دارم.

امتحانات تمام شد .

در میاندواب حس جالبی وجود دارد . حس ناسیونالیسم ترکی. به نظرم جالب آمد

 

 |+| خط خطی شده مورخ  85/04/10ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
 
  بالا