|
ثبات
|
||
|
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد |
دربارهي سانسور در اينترنت و فيلترينگ آشوب
برآمدگان حوزه، حاكمان امروزهي ايران، سايت مستقل دانشجويي آشوب را هنوز نوپا و كوچك بود هم ممنوع كردند؛ آشوبي كه منعكس كنندهي صداي دانشجوهاي مستقل، بيانگر حال و هواي اين روزهاي دانشگاهها بود، دچار فيلترينگ غير قانوني و بيرويه فرمودند! تا وحدت حوزه و دانشگاه را در همان يك "كلمه" نشان دهند.
جمهوري اسلامي، به عنوان يكي از دشمنان آزادي بيان و مطبوعات و عليالخصوص اينترنت، شناخته شده است.
فيلترينگ بيرويه و غير قانوني سايتهاي مستقل سياسي ـ اجتماعي، و حتا آنها كه مانند "آشوب" در درون كشور و با هويتي حقيقي فعاليت ميكردند، با هيچ كنطق و قانوني جز همان "وحدت كلمه" كه اصل اساسي حكومت در سالهاي گذشته بوده، قابل توجيه نبوده و نيست. اصلي كه آمده تا ديگر انديشهها و صداهاي انساني را جز آنكه در جهت منافعاش باشد، حذف كند و حذف ميكند، چونان كه پيشتر بارها چنين كرده.
سايت مستقل دانشجويي آشوب هم، هماينك مانند بسياري ديگر از سايتهاي زنان، سايتهاي خبريـ تحليلي و سازمانهاي سياسي ـ اجتماعي و هزاران اينگونهي ديگر، فيلتر شده است و دسترسي كاربر ايراني شبكهي جهاني اينترنت به آن، بهسادگي ممكن نيست. "آشوب" را فيلتر كردند، بدون هيچ توضيحي از سوي عاملان آن در ISPها و يا آمران آن در قوهي قضائيه! در نظام ضد انساني و غير دمكراتيك موجود، هيچكس خود را ملزم بهپاسخگويي نميبيند، حتا آن بخشي كه بايد دادگر و عدلگستر باشد و در منصب قضاست، كه ظالمترين است از قضاي اتفاق.
امروز يكشنبه 27 آذر است. وقت پيوند مصلحتي حوزه و دانشگاه، به زعم آنها؛ امروز است كه متوليان حوزهها صداي دانشجوها را خفه ميكنند. هميشه كردهاند. بخيال اينكه هميشه نيز خواهند كرد، كه البت اينگونه نيست، هيچگاه چنين وضعيتي، چنين بيعدالتي دوام نداشته و اين هم مدام نخواهد شد.
فقط كمي بيش از دو ماه توانستيم از دانشگاه بگوئيم و ممنوع نباشيم، تا همان جا هم انواع دشنامها را تاب آورديم و دم بر نياورديم كه ميدانيم "داوطلبان نبرد دشوار"يم، و منتي بر كسي نداريم. اما در چنين وضعيتي هم تصميم به ادامه داريم، به قطع! "آشوب" را ادامه خواهيم داد، چون هميشه و همگان؛ كه به هر شكلي هنوز زندهايم، و زندهاند و ادامه دادهاند...
... نمردهاست باد
زنده است باد ...
با وضعيت پيشآمده هم احساس مسئوليت بيشتري ميكنيم، براي ادامه و تكميلتر كردن آشوب. از همهي دانشجوها و گروههاي مستقل دانشجويي، ميخواهيم كه آشوب را تنها نگذارند و براي خواندن آشوب و ازتباط با آن از انواع فيلتر شكن، كه مثل نق و نبات، در اينترنت موجود است استفاده كنند. ادامهي آشوب را نوعي نافرماني مدني ميدانيم و بر اين اصل باور داريم كه هر راه غير خشونت آميزي براي پيروزي، قابل آزمودن است.
آشوب ادامه خواهد داشت، تا آشوبي كه شايسته باشد، تا آشوبي كه نظم موجود را فنا كننده باشد. آشوب ميماند. فيلترينگ و فيلتر كنندگاناند كه ميروند. و پيشتر، بارها از بين رفتهاند.
مهر ماه بود كه آشوب را بر پنجرهي مجازي تابانديم، 7 مهر، بهگاه گشودن مدرسه، تا آگاهي گسترده شود، تا مهر آگاهي بتابد؛ به آذر ماه است كه فيلترمان كردهاند. آذر، ماه مرگ، ماه رفتن خيليها...
اما آشوب، كه گفتهآمد، مرگ نميشاند و خواهد ماند.
... دلم از مرگ بيزار است
كه مرگ اهرمن خو آدمي خوار است....
فيلترينگ بيرويه و بدون منطق اينترنت را كه به دستور قوهي قضائيهي جمهوري اسلامي، در ايران اعمال ميشود، غير قانوني ميدانيم و هر نوع سانسور را به هر شكلي و در هر زماني و هر كجا، محكوم ميكنيم.
زنده باد آزادي
سايت مستقل دانشجويي آشوب
|
مشکل ايرانيان را در کدام مورد می دانيد؟ |
سياسي ( 13رای، 14%)![]() |
فرهنگي ( 37رای، 42%)![]() |
اقتصادي ( 10رای، 11%)![]() |
آموزشي ( 9رای، 10%)![]() |
ديني ( 18رای، 20%)![]() |
كميته ي انظباتي در دانشگاه ها
براي رسيدگي به به تخلفات دانشجويان ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تاريخ 20/4/1374 آيين نامه ي انظباتي دانشجويان جمهوري اسلامي را به تصويب رسانيد .به موجب اين آيين نامه در هر دانشگاه كميته اي تحت عنوان ''كميته ي انظباتي بدوي '' و ''كميته ي انظباتي تجديد نظر'' تشكيل مي شود كه به تخلفات دانشجويان در رزمان تحصيل طبق مقررات زير رسيدگي مي شود و منظور از زمان تحصيل از زمان ثبت نامه اوليه در دانشگاه تا زمان اخذ مدرك يا گواهي موقت يا انصراف يا اخراج مي باشد .
تركيب كميته ي انظباتي بدوي:
كميته بدوي داراي شش عضو به شرح زير مي باشد:
1. معاون دانشجويي دانشگاه به عنوان رئيس كميته.
2. مسئول دفتر نمايندگي مقام رهبري در دانشگاه يا نماينده تام الاختيار ايشان
3. يك نقر عضو هيئت علمي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه
4. دو نفر دانشجوي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه
5. دبير كميته انظباتي بدوي با انتخاب كميته ، بدون داشتن حق راي
نحوه تشكيل جلسات و رسيدگي كميته ي انظباتي
جلسات كميته با حضور رئيس كميته و حداقل دو عضو صاحب راي تشكيل مي شود و مصوبات آن با سه رأي موافق قابل اجراست .احكام كميته ي انظباتي بدوي با امضاي رئيس كميته ي بدوي ابلاغ مي شود . رئيس كميته مي تواند با صلاح ديد از افراد مطلع براي شركت در جلسات كميته بدون داشتن حق راي دعوت كند . با توجه به اينكه كميته ي انظباتي به جرايم نيز رسيدگي مي كند و دادرسي آن ماهيت قضايي دارد به نظر مي رسد حضور حداقل يك نفر به مسائل حقوقي در كميته الزامي باشد گرچه آيين نامه از اين جهت ناقض است ، اما روساي دانشگاه بايد هنگام انتخاب اعضاء عملاً اين نقيصه را مرتفع سازند.
حدود ،اختيارات و وظايف كميتي انظباتي
تخلفات دانشجويان به جرايم عمومي ، تخلفات آموزشي و اداري ، تخلفات سياسي و تخلفات اخلاقي تقسيم مي شود. مصاديق تخلفات مزبور عبارت است از :
الف: جرايم عمومي مانند تهديد، تطميع، توهين ، ضرب و جرح، جعل ، سرقت ، رشوه ، اختلاس و قتل
ب:تخلفات آموزشي و اداري مانند تقلب در امتحان ، فرستادن شخص ديگري به جاي خود در امتحان يا شركت به جاي ديگري در امتحان، ارتكاب هر عملي از سوي اشخاص حقيقي يا حقوقي كه موجب اخلال يا وقفه يا مزاحمت در اجراي برنامه هاي دانشگاه يا خواگاه شود ، ايراد خسارت به اموال دانشگاه يا بيت المال
ج: تخلفات سياسي مانند دادن اطلاعات خلاف واقع يا كتمان واقعيات از روي عمد نسبت به خود يا گروهك هاي محارب و مفسد يا افراد وابسته به آنهاذ ، عضويت در گروهك هاي محارب يا مفسد يا ملحد يا هوا اري يا انجام دادن هر عملي به نفع آن ها ، فعاليت و تبليغ به نفع گروهك ها و مكاتب الحادي ، توهين به شعائر اسلامي يا ملي و ارتكاب اعمالي بر ضد نظام جمهوري اسلامي مانند شعار نويسي و پخش اعلاميه ، ايجاد بلوا و آشوب در محيط دانشگاه
د: تخلفات اخلاقي مانند استعمال موا مخدر يا شرب خمر يا قمار يا مداخله در خريد و فروش و توزيع اينگونه مواد ، استفاده از نوار هاي ويدئويي يا صوتي يا لوحه هاي رايانه اي مستهجن يا مداخله خريد و فروش ، تكثير و توزيع اين گونه وسايل ، عدم رعايت پوشش اسلامي يا استفاده از پوشش يا آرايش مبتذل، داشتن رابطه ي نامشروع ، تشكيل يا شركت در جلسات نامشروع و انجام اعمال منافي عفت.

لازم به ذكر است كه تقسم بندي مزبور بر اساس موازين حقوقي نبوده و دقيق نيست و تخلفات فوق جنبه ي احصايي ندارد بلكه به صورت تمثيلي بيان شده است.
نشريه ي نما چرا در آذر ماه منتشر نشد؟
اعضاي سردبيري نشريه ي نما بعد از طي مراحل اوليه چاپ و تهيه ي نشريه متوجه مانعي جديدي به نام خانه ي فرهنگ دانشگاه علامه طباطبايي شدند. خانه ي فرهنگ كه ديروز حامي نشريات و دانشجويي بود امروز متهم اول سانسور (به معناي واقعي) و عامل سركوب فكر دانشجو در دانشگاه علامه طباطبايي شده. البته قبل ها نيز سانسور جزو مراحل نشريات دانشجويي بود اما گذر از آن نا ممكن نبود واصل بر مانع بودن اين مركز نبود اما امروز مانع اصلي چاپ نشريات دانشجويي شده است. خانه ي فرهنگ به دليل مخالفت با يكي از مقالات اين شماره كه در باب نظريات رازي پيرامون انكار نبوت بوده با چاپ اين نشريه مخالفت كرد. اعضاي نشريه اميد وارند در بهمن ماه بتوانند شماره ي جديد را منتشر نموده و به دست دانشجويان برسانند.
روند حاضر در دانشگاهها با انتخاب شدن احمدي نژاد به عنوان سردمدار قوه ي مجريه و انتصابي شدن رئيس دانشگاهها و عقايد وي و گروه پشتيبانش قابل پيش بيني بود كه ناشي از دگم نگري در مسائل ديني و هدايت اجباري مردم (با مشت و لقد ) به سوي سعادت دنيوي و اخروي و بهشت جاويد مي باشد.
نقدي بر سرمقاله ي «ضرورت حزب در ايران» نوشته ي سيد مصطفي تاج زاده در تاريخ پنج شنبه 26 آبان 1384-شماره 628- روزنامه ي شرق
مقاله ي آقاي تاج زاده در سه بند نوشته شده است.در ابتداي بند اول تاج زاده سعي دارد تا تقارب و نزديكي سياست ورزي را با امر به معروف و نهي از منكر اثبات كند.همچنين نويسنده در اين مقاله مي كوشد به هر نحوي كه شده امر به معروف و نهي ار منكر را با حزب و جامعه ي حزبي قرين ساخته و «نقد» را با امر به معروف و نهي از منكر يكسان شمارد.
اين نوع تفكر كه خواستار جمع مفاهيم اسلامي ، جهت جلب توده مسلمانان است از مشروطيت به بعد به وضوح مي بينيم .روزي كه ملكم خان به خاطر كينه از دولت وقت به دامان روحانيون پناه مي برد و اصلاحات و اقتباس از غربيان را بي فايده مي بيند دست به تقليل مفاهيم غربي مي زند و بهترين و جامع ترين قانون ها را قرآن معرفي مي كند.بار ديگر مستشار الدوله تبريزي در رساله ي «يك كلمه» ي خود به خاطر پذيرش مردمي مفاهيم غربي ، آزادي را همان امر به معروف و نهي از منكر مي خواند كه اين اقدام وي در زمان خود او مورد نقد روشنفكراني چون ميرزا فتحعلي آخوند زاده قرار گرفت و بعد ها عبدالهادي حائري بر او خرده گرفت كه اين «اين هماني ها»در ظاهر متشابه و در اصل از هم دور اند.
امروز هم گويا نوبت آقاي تاج زاده هست كه مفهوم مدرن سياسي را كه همان حزب باشد مقرب اصل امر به معروف كند و از « نقد»به معناي امر به معروف و نهي از منكر ياد كند تا شايد تاج زاده هم ادامه دهنده ي سير فكري ملكم ها ومستشار الدوله ها شود و با التقاط مفاهيم غربي و اسلامي مفاهيم جديدي خلق كند كه هم ارزش غربي بودنشان از بين رود و هم محتواي اسلاميش.
نكاتي در باب مقاله ي مذكور نوشته ي آقاي تاج زاده ضروري به نظر ميرسد.موارد و نكات زير از شماره 1 تا 4 وام گير نقد عبدالهادي حائري است كه به اين هماني هاي مستشار الدوله در همسان كردن امر به معروف ونهي از منكر و آزادي در كتاب تشيع و مشروطيت بيان شده است:
1. امر به معروف و نهي از منكر تنها در محدوده ي مذهب قابل اطلاق است ؛ به سخن ديگر تنها هدف آن خدمت به امور مربوط به مذهب است نه لزوماً امور مربوط به منافع ملي و بين المللي و يا مسائل بي تناسب به مذهب.اما حزب كاملا مفهوم سياسي داشته و هيچ الزامي براي تعيين خط و مشي ديني و اخلاقي ندارد .
2. در امر به معروف و نهي از منكر شخص پا را از حدود قانون خداي فراتر نمي نهد .يك مسلمان مي تواند هر قانون شكني را مورد انتقاد و مخالفت قرار دهد ولي معيار او در اين «امر و نهي» تنها قوانين اسلامي است به سخن ديگر هيچ مسلماني حق نخواهد داشت از حد قوانين مسلم اسلامي انتقاد كرده مثلا بگويد كه دستور هاي قرآن در نظر او ديگر عملي نيست .اما بايد توجه كرد در يك حكومت آزاد احزاب مي توانند به اصول مسلم مذهب يا به همان اصول اصلي قانون اساسي خود اعتراض كنند.
3. امر به معروف و نهي از منكر تنها از وظايف مسلمانان است و هيچ غير مسلماني در يك كشور اسلامي حق اجراي آن را ندارد .در صورتي كه در يك حكومت مشروطه و دموكرات هر فردي ،مسلمان يا غير مسلمان ، حق تشكيل حزب، تجمع و انتقاد به سياسيت هاي دولت چه اسلامي و چه غير اسلامي را دارد .
4. امر به معروف و نهي از منكر در اسلام واجب است در حالي كه تشكيل حزب و فعاليت هاي جمعي حقي است كه در يك جامعه ي دموكرات، فرد نسبت به انجام دادن و ندادن آن آزاد است.
5. در تعريفي كه آقاي تاج زاده از حزب در مقاله ي مذكور بيان كرده ، فقط معناي يك تجمع اصلاحي و موافق نظام مطرح شده است .اين تعريف از لحاظ منطقي تعريف به اخص است و تعريف مناسبي به نظر نمي رسد چرا كه عده اي را كه در اصطلاح اپوزيسيون هستند را در بر نمي گيرد و فقط متعلق به دوستاران ، هواداران و اصلاح طلبان هست.با همين ديدگاه يا ديدگاههاي متشابه نظر تاج زاده هست كه در قانون احزاب جمهوري اسلامي تقويت موازين جمهوري اسلامي ، از وظايف احزاب شمرده است و چنين مي شود كه حزب مشاركت كه تقريباً بزرگترين رقيب در موازنه ي قدرت ايران هست در مرامنامه ي خود يكي از وظايف حزب را تقويت ركن ركين قانون اساسي ، يعني ولايت فقيه مي داند. بنابراين تقرب امر به معروف و نهيا منكر به تحزب تقليل معناي حزب هست و معناي اپوزيسيوني حزب ر ا كه از عوامل اصلي كنترل قدرت در جامعه هست را از دايره ي تعريف نظام حزبي حذف مي كند.
6. بحث ديگر در اين باب معناي «نقد» اي بود كه تاج راده در اين مقاله به عنوان يكي از وظايف احزاب به آن اشاره كرده است.انتقاد احزاب از اركان قدرت، يكي از اهرم هاي حفظ دموكراسي در حكومت هاي دموكرات هست. انتقاد احزاب از قدرت از اصولي چون«قدرت فساد آور است» استخراج شده و جهت حفظ اصول دموكراسي لازم و اساسي مي نمايد اما هماره جامعه ي ديني خط قرمز هايي براي خود در آسمان و زمين مي سازد كه با تقدس بخشي بدان ها حق انتقاد را سلب كرده و آنها را خطا ناپذير معرفي مي نمايد.
باهمسان كردن مفهوم نقد و امر به معروف و نهي از منكر تناقضاتي پيش مي آيد كه با توجه به بند 1 و 2 ي اين نوشته تناقضاتي در معيار نقد به مجود مي آيد و مي شود چنين تفسير كرد كه : نقد تنها در محدوده ي مذهب قابل اطلاق است .به سخن ديگر تنها هدف انتقاد خدمت به امور مربوط به مذهب است نه لزوماً امور ملي و ... .در اين صورت احزاب كه يكي از وظايفشان انتقاد از قدرت در جهت كنترل آن بود مي بايست تنها در امور ديني يا اعمال ديني ِ قدرت به امر به معروف (نقد سابق) بپردازند.بنابراين اين جمله تاج زاده مبنب بر اينكه «نقد در فرهنگ اسلامي يعني امر به معروف و نهي از منكر »كاملاً تقليل واژه ي نقد و محصور كردن آن در امور ديني يا شبه ديني است .
7. مسئله بعدي تك بعدي كردن ارزشهاي احزاب است كه مي بايست همگي اسلامي باشند .تاج زاده در قسمتي از مقاله ي خود مي نويسد :«به اين ترتيب تضمين آزادي بيان تجمع و تحزب و ... براي تشكيل انجمن ها احزاب ، مطبوعات و ... «وظيفه ي حكومتي »براي تحقق سوگند خود در زمينه ي پاسداري از ارزش هاي اسلامي است». منظور از قيد كلمه ي ارزش هاي اسلامي در بالا نمايانگر چيست ؟ آيا به اين معناست كه حكومت براي انديشه هايي كه در جهت حفظ و رسيدن به ارزش هاي اسلامي هستند ملزم به تأمين آزادي هاي فوق الذكر هست يا نه براي تمامي احزابي كه در چهارچوب قانون اساسي به فعاليت مي پردازند و يااينكه حكومت مي تواندبا توسل به اينكه احزاب در حفظ ارزش هاي اسلامي تلاش نمي كنند آزادي آنها را منع سازد .
اين بخش مقاله يعني اينكه ارزش احزاب در جامعه ي اسلامي فقط و فقط بايد اسلامي باشد و گروههايي كه اين ارزش را براي خود هدف غايي ندانند محكوم به محروميت از انواع آزادي اند. مثلاً احزابي كه هدف غايي آنها آزادي يا برابر ي است و ارزش اسلامي براي آنها ارزش غايي نيست نمي توانند از آزادي احزاب و... استفاده كنند .
8.تاج زاده هدف خود را از تقليل نقد به امر به معروف و نهي از منكر و تقرب اين مفهوم با احزاب را در بخش پاياني مقاله ي خويش چنين توضيح مي دهد:«انگيزه ي ديني نقش بسار مؤثري در توجه شهروندان به عرصه ي عمومي و گسترش فرهنگ نقادي و تقويت نهاد هاي مدني در ايران و ساير كشور هاي اسلامي دارد بنابراين احياي فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر يعني عمومي شدن فرهنگ نقد ونقادي و تقويت شكل هاي مدني.»همان طور كه در مقدمه ي اين نوشته اشاره شد مي توان همساني هاي فكري بسياري ما بين ملكم ها و مستشار الدوله ها با افرادي چون تاج زاده يافت.ملكم پس از فاش شدن امتياز «لاتاري»كه براي وي منافعي داشت براي مبارزه و تضعيف حكومت وقت به تبليغ مفاهيم غربي البته با لباس ديني و به شكل تقليل گرايانه پرداخت. گويا تاج زاده و گروه همفكرش بعد از انتخابات رياست جمهوري 1384، براي جبران شكست جبهه ي اصلاح طلب ، جهت فراخواني مردم به مفاهيم غربي ناگزير از تقليل بوده و به همين جهت در سرمقاله ي روز پنج شنبه ، 26 آبان در روزنامه ي شرق حزب را به عنوان مفهوم سياسي مقرب امر به معروف و نهي از منكر كرده و نقد را همان امر به معروف و نهي از منكردانسته است.
|
|