تبليغاتX
ثبات
 
ثبات
 
 
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد
 
کالبد شکافی یک اندیشه، شیخ فضل الله نوری ؛ روحانی مشروعه طلب
حمید قهوه چیان
از شیخ فضل الله دو چهره کاملاً متفاوت قبل و بعد از انقلاب برای ما ترسیم می شود .چهره منفی قبل از انقلاب جمهوری اسلامی در حکومت رژیم شاهنشاهی پهلوی و چهره مثبت از نوری در حکومت جمهوری اسلامی.

مطلب کامل

 

تاريخ علم است يا هنر؟
حمید قهوه چیان

تاريخ علم است يا هنر ؟ بياييد سوال را بهتر بفهميم . منظور از تاريخ چيست؟ فلسفه ي تاريخ ، فلسفه ي جوهري تاريخ ، فلسفه ي تحليلي تاريخ ، کتاب تاريخي که در مدارس تدريس مي شود ، تعيين موقعيت روز در سال مثلاً 12/7/84 ، تاريخ به معناي کلي و گذشته يا تاريخ به عنوان وقايع تاريخي؟...

مطلب کامل

سر گذشت يك فمنيست مبارز
حمید قهوه چیان

انتشار مقاله حاضر در پیش شماره ماهنامه دانشجویی نما منجر به توقیف مجوز نشریه در دانشگاه قزوین و تنبیه سخت مدیر مسئول آن گردید. مقاله درباره صدیقه دولت آبادی، نخستین زن فمینیست ایرانی بحث می کند!

مطلب کامل

 

درباره دخــــــــــــو
زهرا قربانی / نشریه نما
دهخدا علاوه بر اين‌كه دانشمند و محقق بزرگي بود، مبارز كوشايي نيز در انقلاب مشروطه محسوب مي‌شد. او مطالب خود عليه رژيم مستبد قاجار را در روزنامه‌ي صوراسرافيل كه از روزنامه‌هاي پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ مي‌كرد.
مطلب کامل

 

بنویس تا روز برآید / مطالعه ای در آثار ریتسوس
سیاوش لطفی / نشریه دانشجویی نما
يونان. مي 1936. مادري بر كشته پسر خود مي‌گريد. خيابان‌ها پر از آدم است. همه صداي مادر را مي‌شنوند. آدم‌ها فرياد مي‌زنند. مردها، زن‌ها و كارگران كارخانه توتون‌سازي. صداي گريه مادر، اما، بلندتر است. كارگرهاي كارخانه‌ توتون‌سازي را رديف رديف به رگبار مي‌گيرند.
مطلب کامل

مانیفست شعر امروز
امید منتظری

دیگر شعر نه آن جملات پر طمطراق را می باید، نه آن همه استعاره و تشبیه و مجاز. اینطور فکر می کنم که شعر در نگاه شاعر است. هنگام که به همین رویدادهای روزمره خیره می ماند.

مطلب کامل

 

نقدی بر تابلوى سياهكل اثر بيژن جزنى
احمد زاهدی لنگرودی

تابلوى سياهكل اثر بيژن جزنى يكى از شاهكارهاى هنر معاصر ايران است كه متاسفانه تاكنون كمتر به آن توجه شده است. جزنى اين تابلو را در سال 1350 و در زندان عشرت آباد كشيده. جزئيات فراوان و استحكام و تركيببندى منسجم و زيبا از بارزترين خصوصيات اين تابلو است.

مطلب کامل

زنده باد آرمان
مرتضی اصلاحچی / عضو شورای عمومی دفتر تحکیم

همگان شاهدند که فاصله طبقاتی هر روز بیشتر می شود و دارا وندار روز به روز از هم دور تر می گردند. بیشتر افراد مجبورند چند شغله باشند تا بتوانند از پس هزینه معاش بر آیند و باز هر شب رویای زندگی آسوده را می بینند و در ارزوی اینند که روزی فرا رسد تا غم نان نداشته باشند.

مطلب کامل

 

طرحي از سرمايه داري مذهبي در ايران
ميثم قهوه چيان / نشریه دانشجویی بامداد

حکومت درايران از سويي مي خواهد به سازمان تجارت جهاني بپيوندد و از سويي آن را پس مي زند و اين دو چهره ي سرمايه داري مذهبي در ايران است .اما لوازم بقاي حکومت تنها در پيوند با سرمايه داري جهاني است که معنا مي گيرد .

مطلب کامل

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/20ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
نشریه ی دانشجویی    

  این هفته در دانشگاه های

     علامه طباطبایی و تهران

                پخش خواهد شد.

        

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/17ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
 

سایت دکتر عبدالکریم سروش

www.drsoroush.com

 

 

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/16ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

فلسفه ي تاريخ از ديد گاه آرنولد جوزف توين بي

                                                            

فلسفه ي تاريخ را بنا بر کاربردهايي که دارد مي توان به دو بخش تقسيم کرد: فلسفه ي تحليلي يا انتقادي و فلسفه ي جوهري يا نظري .

فلسفه ي جوهري تاريخ را عمدتاً به معناي بررسي و مطالعه ي گذشته در نظر مي گيريم .يعني تبيين  و تفسير تاريخ به شيوه ي بلند پروازانه تر از مورخان معمولي. فلسفه ي جوهري تاريخ با آثار متفکران برجسته اي چون هردر ، و کانت در اواخر قرن 18 و هگل در اوايل قرن 19 آشکار شد .البته ويکو پيش تر نظرياتي را در اين مورد داشته که غالباً ناديده انگاشته مي شود .خاستگاه فلسفه ي جوهري را مي توان در نظريات دوران باستان و در اعتقادات يهودي – مسيحي در باب خلقت ، عصيان و رانده شدن از بهشت ، رستگاري و.... ريشه يابي کرد بنا براين مي توان ادعا کرد فلسفه ي جوهري تاريخ قديمي تر از فلسفه ي تحليلي تاريخ است .کانون توجه تمام فيلسوفان جوهري تاريخ امور فرا فردي است : براي کانت گوهرهاي انساني ، از نظر هگل ملت ،براي مارس پرولتاريا و از ديدگاه توين بي تمدن  که به نظر او کوچکترين واحد قائم به ذات در مطالعات تاريخي است .از مهم ترين فيلسوفان تاريخ جوهري مي توان به فيوره ، ويکو، کانت ، کندرسه ، هردر ،فيخته ،شلينگ ،مارکس ، انگلس ، اشپنگلر و توين بي اشاره کرد فلسفه ي تحليلي به بررسي و تحليل مطالعه ي گذشته مي پردازد .فلسفه ي تحليلي را در معناي فلسفه ي تحليلي يا انتقادي بايد به عنوان يک بررسي درجه دوم از يک بررسي درجه اول درک و فهم کرد مانند فلسفه ي اخلاق ، فلسفه ي علم و ... فلسفه ي تحليلي بايد يک جريان تطبيقي و مقايسه اي باشد يعني در پي کشف و آشکار ساختن شباهت ها و تفاوت هاي بين تاريخ و علوم طبيعي و اجتماعي است .از مهم ترين فيلسوفان فلسفه ي تحليلي يا انتقادي مي توان به رانکه ، آکته ، ديلتاي، کروچه ، کالينگود ،پوپر ، کاردينو واين گالي، باتر فيلد، و ووالش اشاره کرد. فلسفه جوهري و فلسفه ي تحليلي تاريخ از نظر اصل و مباني از هم مستقل اند.

آرنولد جوزف تو ين بي در سال 1889 به دنيا آمد .تحصيلاتش را در رشته ي تاريخ يونان و روم به انجام رسانيد و در همان جا به تدريس پرداخت .در سال 1919 به استاد کرسي نوبنياد در زبان و ادبيات بيزانس  در دانشگاه لندن منصوب شد. توين بي در سال 1955 از دانشگاه بازنشست شده و به تحقيق و تفحص و نوشتن کتابها و شرح سياحت هاي خود پرداخت. او پنج نفر را در نحوه ي تفکر و انديشه ي خود موثر مي داند. مادرش که مورخ بود .عمويش که کاپيتان کشتي بود و براي او از سفر هاي خود به چين و هند تعريف مي کرد .همچنين از هردوت ، توسيديد (مورخ يوناني) و پليبوس(مورخ يوناني).

تو ين بي يک فيلسوف اخلاقي است. تأثير دي در اکثر نظريات او مشهود است توين بي بر خلاف ساير مورخان که ملت ها را براي تحقيق بر مي گزينند تمدن را انتخاب مي کند .وي معقد است که تمدن ها يک رويکرد مشخص دارند که ابتدا تمدن دچار نخوت و کبر مي شوند و اين به صورت ناسيوناليسم و ميليتاريسم آشکار مي شود .ورشکستگي اخلاقي انتقام الهي را در پي دارد .اقليت چيره به تلاش نهايي (حالت همگاني)دست مي زنند که در حال نابودي يک تمدن رنج و مصيبت به انسان بصيرت مذهبي تازه اي مي دهد و اين را سر آغاز براي تشکيل يک دين جهاني مي داند.

توين بي به تمدن غرب بدبين بود و آن را در حالت همگاني يعني همان حالتي که اقليت چيره آخرين تلاش را براي بقا مي کنند، مي دانست اما هر گونه جبر تاريخي را رد مي کرد و مي گفت اگر غربيان کبر را کنار بگزارند و به خدا باز گردند نجات مي يابند .گسترده نظريات توين بي و کلي بافي هاي بي پرواي او  با کيفيت تجربي و تخصص گرايي مطالعه و تحقيق در تاريخ مضصوصاً در انگلستان آن زمان وجهه ي شباهتي نداشت .انگليسي ها فلسفه ي تاريخ را گمگشته ي رمانتيسم آلمان مي انگاشتند از اين گذشته تأملات مذهبي توين بي با خردگرايي افراطي آن زمان سازگار نبود.

کتاب هاي تو ين بي هيچ گاه بدون نقد نبوده است با اين وجود انتقادات هيچ گاه بر اطلاعات دايره المعارف وار او وارد نشد .او اطلاعات دايره المعارف وار زيادي داشت و علاقه داشت در کتابهايش براي اثبات ادعاي خود مثالهايي بزند .

يک آشفتگي بزرگ را مي توان از آثار توين بي دريافت کرد و آن اين است که وي در آثار خود بين کشف الگوي تاريخ و تعيين مسير تاريخ تفاوت قائل نمي شود .تو ين بي را مي توان با اشپنگلر مقايسه کرد .زيرا اين دو در آثار خود بيش از حد به کلي بافي مي پرداختند و به جزئيات تاريخي توجهي نمي کردند. همچنين مي توان او را با ويکو مقايسه کرد .شباهتهاي ويکو و توين بي را مي توان در عوامل زير بيان کرد :

1)کشف اجتماع انساني کمال مطلوب که عبارت است از دوران ها يا مراحل مختلف زندگي که آن را براي همه ملل الزامي مي داند .

ب)برخورد با موضوعات مورد بررسي از طريق تفکر عميق در باره ي يک واحد يعني تاريخ باستان

ج)توسل به استدلال هاي تمثيلي جسورانه و منابعي که محققان متعارف تر توجهي به آنان نمي کنند براي پيشبرد نتيجه گيري بسيار تخيلي خود.

توين بي به مسير هاي منفرد علاقه نشان مي داد ولي نه به صورت مورخان عادي که تنها به موضوعاتي توجه مي کنند که در گذشته در جريان بود بلکه به رويدادهايي هم مي پرداخت از نظر زمان و مکان تابع محدوديت نباشد مثلاً در کتاب بررسي تاريخ علاوه بر گذشته آينده را متصرف شده و در باره ي آنها اظهار نظر مي کند .از نظر توين بي تمدن ها داراي چرخه ي حياتي ثابتي نيستند گرچه مراح مشابهي را پشت سر مي گذارند .

روش او روش استقرايي بود .يعني او قوانين را که از مطالعه چند تمدن بدست آورده بود تبديل به قانون جهان شمول مي کند که همين يکي از انتقادهاي وارد بر اوست. 

                                                                            پايان

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/07ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

  روزثبت نام است . اما اصلا معلوم نيست دلي از شادي بتپد يا در اضطراب اين باشد که چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ آيا دانشگاه توقعاتتان را بر آورد خواهد کرد ؟ آيا اين همان جايي است که تصورش را مي کرديد ؟ به زودي به پاسخ اين سؤالات پي خواهيد برد نظام آموزشي در کشور ما به جهنمي بي آغاز و بي انجام تبديل شده است . در هفت سالگي مجبوريد ساعت 6/5 صبح از خواب بيدار شويد ، ساعت 7/5 در مدرسه باشيد ، نيم ساعت صرف پرگويي ونصيحت هاي مدير وناظم و مربي پرورشي را  کنيد ، همراه دو نفر ديگر پشت يک نيمکت چوبي بنشينيد و در همان حال که غرولند هاي معلم مربوطه در باره ي بي تربيتي و بي شخصيتي  و پررويي تان را مي شنويد ، جوهر را روي شلوار بغل دستي تان خالي کنيد که اگر اين کار را هم نکنيد دق مي کنيد . حجم اطلاعاتي که در دوازده سال تحصيلي نصيبتان مي شود در حد انفجار است . معادلات پپيچيده ي رياضي ، محاسبه ي سرعت مگسي که در يک اتوبوس در حال حرکت به سمت شمال ، به سمت جنوب در پرواز است . حجم آبها ي شيرين پايتخت فيجي ، اسم کوچک خواهر زاده  ي آن ننه مرده اي که دو ميليون سال پيش به پادشاه مربوطه خيانت کرد و مملکت را به باد داد ، و انگار نه انگار که بعد ها هم دم به ساعت مملکت را به باد دادند  اگر قرار باشد اسم کوچک خواهر زاده ي آنها را هم حفظ کنيم يا بايد رئيس سازمان ثبت احوال باشيم و يا يک پنتيوم هزار . لابد انتظار داريد اين نظام آموزشي چگونگي انديشيدن و راه هاي تفکر  را به کودکان ، نوجوانان و جوانان بياموزد تا بتوانند باتلاق زندگي را سر افراز و سربلند طي کنند . اي آقا انديشيدن و تفکر طلب همه مان . دريغ از آموختن اندکي شعور اجتماعي . نخبگان و شاگرد اولي ها يي که سه سال تمام در گوشه ي اتاق ها و کتابخانه ها کز کرده اند و تست زده اندند پيش از ورود به دانشگاه هنوز هم حرف هايشان را با آقا اجازه شروع مي کنند . جد و آبادشان جلوي چشمشان مي آيد تا يک جزوه ي چندر غازي را که خود اصلي ترين نماد آموزش عالي است از يکي از همکلاسيان هم جنس شان به عاريت بگيرند . آموزش چگونگي ارتباط با جنس مخالف بماند براي دوران پسا دانشگاهي و پسا مرگي .

                                                      

نمي دانند چگونه با يد سلام کنند چگونه پشت ميز بنشينند ، چه لباسي را بپوشند ،حقشان را چگونه بگيرند و هزار و هزار چيز پيش پا افتاده ي ديگر . گناهي هم ندارند . مگر در آن سالهاي پشت کنکور اصلا قيافه ي آدميزاد ديده اند که بدانند چطور بايد قاشق چنگال دست بگيرند .

در پايان مثل آموزش ديدگان کلاس هاي پرورشي همان نظام ، بر خود واجب مي دانم که نسخه ي جديدي براي بهبود نظام آموزشي ِ پيش دبستاني ، دبستاني ،راهنمايي ، متوسطه و آموزش عالي اين ميهن شريف عرضه کنم :

 

تعطيلش کنيد .

                                                                              سجاد زند

 

 

 

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/03ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 

فصل نو شروع شد. پاییز فصل آغازین سال تحصیلی است .پاییز فصل خشک شدن برگ درختان و زوال زیبایی شکوهمندانه ی تابستان است.شکوه تابستان در این فصل شکسته می شود تا در بهار آینده ، شکوفه ها جلوه ی دیگری کنند.آغاز سال تحصیلی در پاییز شاید نمایگر آن رسالت دانشجویی باشد که مفاهیم رایج در جامعه را در بوته ی نقد گذاشته ، شکوه آنان را می شکند تا با زایش فکر و اندیشه ای کامل تر تر ، بهار اندیشه ی نوینی را بر ما نوید دهد.

دانشگاه ها به عنوان قلبِ تپنده ی جامعه ، دوباره شروع به تپیدن کردند .جامعه ی ایران فصل نوینی را آغاز کرده است.پیروزی جناح محافظه کار در انتخابات ریاست جمهوری 1384 مناسبات جامعه را تغییر داده است .

امروز حوزه های اندیشه ای ما قداست پیشین خود را از دست داده اند. نه حاکم ظل الله است و نه هر نظری جدید در باب دین بدعت. می توان فرهنگ توده ی مردم را در بوته ی نقد گذاشت.عقاید پوپولیستی در جامعه باید شکسته شود و انتقاد جایگزین سکوت و اطاعت شود.قوه ی علمی و انتقادی دانشگاه می بایست تقویت شود و جمعیت ِ بسیارِ دانشجویان خنثی یا بی تفاوت به امور سیاسی و فکری  به حرکت درآورده شوند.تقویت دانشگاه یقیناً تقویت مغز اجتماع  و فترت دانشگاه مرگ فکر در ایران خواهد بود .

                     

مُدگرایی فکری، مشکل اساسی جمعیتِ فعال  دانشگاهی ماست .بعضی ها چپ می شوند و  گروهی راست .نشریات دانشجویی را با نامهای چپ و راست  به هم معرفی می کنیم.بعضی ها افتخار می کنند که این طرفی اند یا آن طرفی !!!!  اما دریغ از پژوهش ، بحث و انتقاد .همین مُد گرایی های بی جاست که تعصب را جایگزین فکر کرده، مشت های گره کرده و «مرگ بر»ها را می آفریند و همین دگم نگری هاست که جنبش دانشجویی را به نا کجا آباد هدایت می کند.

فصل نو شروع شد .ایران مناسبات جدیدی را پیش روی خود دارد .احتمال ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت ، تهدید های خارجی ، گران تر شدن قیمت نفت ، روی کار آمدن قرائت دیگری از حاکمیت و به تبع تغییر مناسبات دولتی ، سخت گیری های اجتماعی ایدئولوژیک چون طرح لباس واحد ، همه و همه موضوعاتی هستند که دانشجو باید در باب آنها تأمل کند و به تبع جامعه ی دانشگاهی به عنوان قشر نخبه ی مملکت در باب آن موضع گیری نماید .

آنچه رد باب جنبش دانشجویی نمایان تر است حرکت ها و تحرکات سیاسی جنبش دانشجویی است .دانشجو باید پشت فعل سیاسی اش فکر و فلسفه ای باشد .پر شتاب و بر پایه ی احساسات وبه عملیات انتحاری دست زدن ، ثمره ای جز به هدر دادن نیروی این جنبش ندارد .اگر دانشجو ، آگاهانه  فعل سیاسی انجام دهد بازیچه ی دست احزاب و گرهها نخواهد شد .دانشجویان به عنوان بزرگترین نقاد حاکمیت، عملکردی پویا در این زمینه دارند. قدرت در دست هرکس باشد فسادآور است .نظارت مردم و اجتماعاتی چون دانشجویان یکی از ابزار هایی است که قدرتمندان را در استفاده از آن مقید می کند. این مهم نیست که چه کسی حاکم می شود مهم این است که او چگونه حکومت می کند.انتخابی بودن نهاد های حکومتی به خودی خود ارزش ندارد بلکه اهمیت اصلی در رعایت منافع مردم و اصولی چون آزادی ، رعایت حق مخالف و اپوریسیون و ... است که معیار های اصلی تحقق جامعه ی مدنی و حاکمیت دموکراتیک است.

آزادی ، برابری ،برادری آرمانهای نادری هستند که در جامعه ی ما محقق شده اند که دانشجویان می توانند نقش موثری در طرح ، بیان ، گسترش و تداوم آن در جامعه داشته باشند.جامعه ای که چنین معیار هایی را در خود داشته باشد قطعاً به سوی پیشرفت ، ترقی  و زندگی بهتر گام خواهد گذاشت.

 

 |+| خط خطی شده مورخ  84/07/03ساعت   توسط حمید قهوه چیان  | 
 
  بالا