|
ثبات
|
||
|
سن ژوست: حکومت بی گناه وجود ندارد |
http://www.mehrtash.info/phpsikim/index.php?url=uggc%2Sjjj.bexhg.pbz%2SUbzr.nfck
مختصری دربارهی ساختار مقاله نویسی (1)
دكتر عباس میلانی در كتاب "تجدد و تجدد ستیزی"، مقالهنویسی را ملازم فردگرایی و تجدد میخواند، تجددی كه میوهی عصر نوزایش در اروپاست. نگارش مقاله حاصل دگرگونی شیوهی تبادل افكار در همین عصر است. در آن برههی زمانی، نویسندگان از حاشیهروی و كلی گویی به بحث بر سر یك موضوع مشخص و نكتهیابی روی آوردند و اینگونه "مقالهنویسی" رایج شد. مقاله نیز چون سایر فرآوردههای ادبی-هنری از سبكها، ساختارها و تكنیكهای خاصی برخوردار است كه دستكم آشنایی با آنها میتواند نویسنده را در بیان منظور خود یاری دهد. همینجا لازم است نكتهای را متذكر شوم. نگارنده به هیچرو خود را و دیگران را محدود به سبكهای كلاسیك و رایج نمیداند. هدف از ارائهی این یادداشتها، تنها آوردن سرخطهایی است تا مشتاقان مقالهنویسی با بهرهگیری از خلاقیت و قریحهی خود بتوانند نوشتاری محكم و جذاب و با كیفیت خلق كنند. نیز آنچه در اینجا میآورم بیشتر معطوف به "مقالهنویسی تحلیلی" است. بررسی انواع دیگر مقاله را –اگر فرصتی بود- به آینده وامیگذارم.
نخستین ویژگی مقالههای مطبوعاتی –در برابر مقالههای انشایی- اندازه و حجم آنهاست. در گذشته مقالههای انشایی با موضوعهایی خاص –نظیر تربیت شاهزادگان- منتشر میشد كه هیچ محدودیتی از لحاظ اندازه نداشت. اما در عصر جدید كه خواننده مشتاق است تا بیشترین حجم اطلاعات را در كمترین زمان ممكن دریافت كند، نویسنده ناچار است از حاشیهروی بپرهیزد و حجم نوشتار را به اندازه كند. ارتباط مستقیم و مستمر متن مقاله با موضوع نیز، خود به خود ایجاز و كوتاهی و تناسب نوشتار را طلب میكند.
● اركان مقالهنویسی
1- وحدت موضوع: مقاله باید حول یك موضوع مشخص نوشته شود. نباید مرتب از این شاخه به آن شاخه پرید و خواننده را در میان دادههای متفاوت و بیربط سرگردان كرد.
2- وحدت زمان: نویسنده باید زمان مقاله را از ابتدا تا به انتها ثابت نگاه دارد. اگر قرار است رویدادی در دوران حاضر بررسی شود نباید در میانهی مقاله به بررسی جوانب همان موضوع در عصر قاجار پرداخت. دقت شود این امر تناقضی با آوردن مقایسههای تاریخی ندارد.
3- وحدت مكان: مكان مقاله نیز باید ثابت نگاه داشته باشد. اگر مقاله دربارهی پدیدهای در ایران نوشته میشود نباید در پایان، سر از تحلیل همان موضوع در شیلی درآوریم!
4- انسجام: یكپارچگی مهمترین ویژگی هر مقاله است كه به تمامی بخشهای یك نوشتار بازمیگردد. كلمات و جملات در یك مقاله درست مانند حلقههای زنجیر به یكدیگر بستهاند. نویسنده باید با هنر نویسندگی و قدرت استدلال خود، موضوع را بپروراند و خواننده را به نتیجهی دلخواه برساند. هر گونه آشفتگی و پراكندگی در ساختار مقاله و نكات و جملاتی كه تكه تكه پایههای عرضهی یك اندیشه را تشكیل میدهند، نویسندهی مقاله را در موفقیت ناكام خواهد كرد.
5- استنتاج: هر مقاله با هدف رساندن یك پیام نوشته میشود. ممكن است نتیجهگیری در پایان مقاله و پس از بهرهگیری از دلایل مختلف، آورده شود. ممكن است نویسنده پیام مقاله را در ابتدا بیاورد و سپس به استدلال بپردازد. حتی ممكن است نویسنده زیر فشار سانسور، با زبردستی منظور خود را در لابلای پاراگرافهای مطلب بگنجاند. اما به هر صورت مقاله باید دارای نتیجهگیری باشد. تفاوت مهم مقاله و یادداشت در همینجاست. زیرا لزوماً در یادداشت نتیجهگیری خاصی وجود ندارد بلكه بیشتر تذكر و یادآوری یك موضوع مد نظر است.

● تكنیك مقالهنویسی: شروع مقاله
آغاز مقاله از مهمترین بخشهای یك مقاله است. زیرا همین بخش است كه مخاطب را به خواندن ادامه مطلب جلب میكند. در واقع شروع یك مقاله، حكم ویترین آن مقاله را دارد. اما همین قسمت یكی از سختترین بخشهای مقالهنویسیست. بیشتر مشتاقان مقالهنویسی نمیدانند چگونه نوشتار خود را آغاز كنند. برای این بخش از مقاله روشهای مختلفی وجود دارد:
1- ساده، مستقیم و خبری:
در این نوع مقدمه، نویسنده در ابتدا موضوع را برای خواننده مطرح یا خبری را كه در مورد آن به ارائه نظر میپردازد، بیان میكند و در یك جریان منطقی-تشریحی با نتیجهگیری مقاله را به پایان میبرد.
مثال (1):
«مراكش، همسایهی نگران الجزایر، كشوری كه به بیماری تروریسم مبتلاست از اوایل ماه سپتامبر، از مرزهای شرقیاش بیشتر مراقبت میكند. مراكش برای مسافران الجزایری روادید وضع كرد. دولت الجزایر نیز بیدرنگ به اقدام تلافیجویانه دست زد.»
مثال (2):
«قانون جدیدی برای مطبوعات وضع كردهاند كه من هنوز شأن نزول آن را نمیدانم. اگر سمع قبول و همدلی و تفاهمی وجود داشته باشد با همان قانون قدیم هم میشد خیلی كارها كرد.»
دقت شود شكل مستقیم و خبری با خبردهی صرف تفاوت دارد. به عبارت دیگر خبردهی در آغاز مقاله باید با ظرافت مقالهنویسی همراه باشد.
2- نقل قول و اقتباس از افكار و عقاید دیگران:
در این نوع مقدمه، نویسنده با یك جمله یا بند از نوشته یا افكار مشاهیر علمی، ادبی، مذهبی و ... مقاله را آغاز میكند. ممكن است نقل قول از یك آدم غیرمشهور و عادی هم باشد اما در هر حال نقل قول باید با موضوع مقاله مرتبط باشد.
مثال (1):
«سخن كارل پوپر –دانشمند اتریشی- است كه خطرناكترین اندیشه سیاسی آرزوی خوشبخت ساختن انسان است و مصیبت زندگی این است كه كوشش برای ساختن بهشت همیشه به ایجاد دوزخ منجر شده است.»
مثال (2):
«دكتر عباس میلانی در پیشگفتار كتاب "تجدد و تجدد ستیزی"، تجدد را همزاد انقلابی علمی معرفی میكند و آنگاه مقالهنویسی را مولود و نمود تجدد میخواند، او در ادامه مقالهنویسی را ملازم فردگرائی میآورد كه خود زائیده و زایندهی تجدد است.»
3- امثال و حكم و روایات:
نویسنده میتواند مقاله را با یك مثل، حكایت یا روایت آغاز كند. بدیهی است این مثل یا حكایت باید همآوا با موضوع و هدف مقاله انتخاب شود:
مثال (1):
«میگویند ترس برادر مرگ است ولی كسی نگفته پدر و مادرش كیست. پدر ترس جهل است. تا انسان نسبت به كسی و چیزی، یا محل و موضوعی بیاطلاع نباشد از آن نمیترسد.»
مثال (2):
«از قدیم گفتهاند سگ زرد برادر شغال است. ظاهراً حكایت این روزهای ما هماهنگی تام و تمامی با این مثل قدیمی دارد.»
4- شعر:
آوردن قطعه شعری از شاعران كهن و نو به جذابیت مقاله كمك میكند. در واقع شعر بیشترین معنا را با كمترین واژهها ادا میكند. قطعه شعر میتواند هدف نویسنده را از مقاله در ابتدای نوشتار بیاورد.
مثال (1):
«چه گامهایی
نه از بیم تیر سربی دشمن
كه از بیم تیر طعنهی یاران خویشتن
در راه مانده است. (حمید مصدق)
آیا میدانید كه نشریه یا كتاب چطور منتشر میشود. خیلی ساده است. عدهای از انسانهای بزرگ (یعنی تنومند) به جنگل میروند ...»
مثال (2):
«اولین نامهی تبریك كه رسید یادم آمد كه هشت سال تمام از انتشار نگین میگذرد. با این شماره وارد نهمین سال میشویم یعنی سرگذشتی كه در نیمه اول خرداد 1344 شروع شد هنوز هم ادامه دارد.
اشك عارف ز سر گذشت و گذشت / صد چنین سرگذشت میگذرد
در بدترین شرایط حالی و مالی بود كه انتشار نگین را شروع كردم.»
5- وصفی:
مقالهنویسانی كه قلمشان دارای قدرت تصویرپردازی و تشریح است معمولاً از این روش برای شروع مقاله استفاده میكنند. این روش برای توصیف یك واقعه یا صحنه و عینیت بخشیدن به موضوع و خواننده را در صحنه قرار دادن، مورد استفاده قرار میگیرد.
مثال (1):
«مصیبتی كه هم اكنون عراق در آن به سر میبرد، آوارگی كردهای عراقی در شمال و شرق مرزهای عراق با تركیه نیست، بلكه مصیبتی است برای خود رژیم عراق در بغداد.»
مثال (2):
«تراژدی بوسنی به خونهای ریخته شدهی مردم و ویرانی یك كشور، محدود نمیشود. میراث واقعی جنگ بوسنی بطور مسلم در سرزمینهای دوردست، سالها احساس خواهد شد.»
در یادداشت بعدی بیشتر از "مقاله تحلیلی" و ویژگیهای آن خواهم گفت.
مختصری دربارهی ساختار مقاله نویسی (2)
در قسمت نخست به برخی ویژگیهای مقالهنویسی پرداختیم و اركان مقاله را بر رسیدیم. پس از آن از تكنیكهای آغاز مقاله سخن گفتیم. بخش دوم و پایانی این بحث به ویژگیهای مقالهی تحلیلی اختصاص دارد.
*****

شروع مقاله به تكنیكهای گفته شده خلاصه نمیشود. ذهن خلاق و قریحهی نویسنده قادر است با تلفیق روشهای شروع مقاله، خود روشی نو ابداع كند. به عنوان مثال میتوان روش مستقیم را با روش توصیفی تلفیق كرد و بر جذابیت آغاز مقاله افزود. به هر رو آغاز مقاله بخش حساس مقاله است. نویسنده باید تصمیم بگیرد طرح یك پرسش در آغاز مقاله شروع خوبی است یا ذكر سابقهی موضوع و یا مقایسهی بین دو موضوع مورد بررسی. مطالعه مقالات نویسندگان پُرسابقه و ممارست و تمرین در نوشتن، رفته رفته نویسندهی مشتاق نوشتن را به سبك جذاب و دلخواه نزدیك خواهد كرد.
در نگارش یك مقالهی تحلیلی، ابتدا حقایق مورد نظر و سپس نمونهها و مثالهای مربوط مطرح میشود و به همراه استدلالها و نتیجهگیریهای منطقی، در یك روند مشخص با اشاره به "چرایی" و "چگونگی" یك موضوع، خواننده را به همراه خود میكشد و در پایان او را با نظر نویسنده همرأی میكند و به ارائهی راه حل میپردازد. نویسنده میتواند سبب نگارش مقاله یا جنبههای تازهی موضوع مقاله را در نوشتار (یا در ابتدای آن) ذكر كند. نیز میتواند سابقهی و تاریخچهی موضوع مقاله را بیاورد اما در هر حال این بخش باید با ساختار و موضوع مقاله همخوان باشد و به حاشیهروی و تاریخنویسی غیرضروری منجر نشود.
نویسنده باید برای مقاله طرحی كلی تهیه كند. یعنی نویسنده قبل از نگارش، فهرستی از آنچه میخواهد بنویسند به صورت تیتروار تهیه میكند. این فهرست شامل اطلاعات مرتبط با موضوع مقاله، سابقهی موضوع و استدلال و دست آخر نتیجه یا راه حل مورد نظر است. در واقع در این مرحله، نویسنده استخوانبندی مقاله را روی كاغذ میآورد و سپس در حین نوشتن مقاله، بسته به هر یك از تیترهای تهیه شده، موضوع را تشریح میكند و بسط میدهد. هر یك از تیترهای نوشته شده در این فهرست میتواند خود موضوع یك پاراگراف از مقاله باشد یا تنها نكتهای باشد كه نویسنده قصد دارد آن را گوشزد كند. منابع مكتوب یا شفاهی، كتابهای تاریخی، منابع اینترنتی و مقالات مرتبط با موضوع و نظایر اینها، سر خطهای خوبی در اختیار یك نویسنده قرار میدهند.
نویسنده، مقاله را پاراگرافبندی میكند تا فهم مطلب برای خواننده آسان شود. هر پاراگراف، گامی است كه نویسنده برای استدلال و مجاب كردن خواننده برمیدارد تا در نهایت او را به نتیجهی دلخواه برساند. ممكن است نویسنده از شماره یا عدد نیز در ابتدای پاراگراف استفاده كند. این روش در دو صورت مورد استفاده قرار میگیرد. نخست موقعی كه نویسنده قصد دارد دلایلی را به صورت زنجیروار به دنبال هم ردیف كند. دلایلی كه از یك جنس هستند و با یكدیگر توالی منطقی دارند و پس از هر پاراگراف، دیگری مطرح میشود و گام به گام خواننده همراه نویسنده جلو میرود. دوم آنكه نویسنده قصد دارد حقایقی را به دنبال یكدیگر بیاورد كه لزوماً از یك جنس نیستند یا با یكدیگر توالی منطقی ندارند. مثالی میزنم تا این دو موضوع روشن شود. حالت اول شبیه زمانی است كه در حال خواندن یك كتاب رُمان هستیم و با خواندن هر فصل یا هر برگ به سراغ برگ بعدی میرویم. در این صورت هر فصل یا صفحه بعد از فصل یا صفحهی قبلی میآید و با آن توالی منطقی دارد اما حالت دوم شبیه زمانی است كه در آن واحد چند مقاله یا كتاب مرتبط با یك موضوع را جلو چشم میگذاریم و همزمان آنها را مرور میكنیم. در واقع موضوع را از زاویهی حقایق به ظاهر متفاوت (اما در واقع مرتبط) نگاه میكنیم. تحلیلگر چیرهدست این حقایق به ظاهر نامربوط را به یكدیگر پیوند میدهد و نتیجهگیری میكند.
طبیعی است زاویه نگاه نویسنده در كل مقاله تغییری نخواهد كرد. اگر نویسنده قصد دارد پدیدهای را از زاویه جامعهشناسی نقد كند نمیتواند زاویهی نگاه خود را در وسط مقاله به روانشناسی فردی همان پدیده تغییر دهد مگر آنكه به صراحت با میانتیترهای مناسب یا عبارتهای روشن تفاوت زاویهی نگاه خود را یادآور شود. نویسنده میتواند از میانتیترها برای فهم بهتر مطلب كمك بگیرد. بیشتر مقالاتی كه در سایت بیبیسی منتشر میشوند دارای میانتیتر (بدون عدد) هستند.
یكی از مهمترین بخشهای یك مقاله تیتر یا عنوان آن است. عنوان یك مقاله كلمه یا عبارتی است كه كل مقاله را معرفی میكند و اولین نشانهای است كه از یك مقاله دیده میشود. این موضوع به ویژه در فضای اینترنت و به هنگام لینك به یك مطلب، اهمیتی دو چندان مییابد. تیتر یك مقاله باید خواننده را ترغیب به خواندن مقاله كند و حس كنجكاوی او را برانگیزد. تیتر میتواند یك كلمهای، دو كلمهای یا حتی یك جمله باشد و یا به صورت پرسشی، امری و یا نفی یك موضوع مطرح شود اما در هر صورت باید موضوع و مفهوم و پیام مقاله را در خود جمع داشته باشد. به عنوان مثال اگر مقالهای در مورد خشونت والدین علیه كودكان نوشته شده باشد میتوان از تیتر یك كلمهای «خشونت»، دو كلمهای «خشونت والدین»، چند كلمهای «خشونت والدین با كودكان خطرناك است» و یا اگر كمی سلیقه به خرج دهیم «بابا! مامان! رحم كنید!» یا «كودكان زیر تازیانهی والدین» استفاده كرد.

*****
خمیرمایه و استخوانبندی این دو یادداشت را مطالب كتاب "مقالهنویسی در مطبوعات" تألیف "حسین قندی" تشكیل میدهد كه خود مطالب و توضیحاتی بر آن افزودهام. در مورد نكات نگارشی و قواعد دستور زبان فارسی و نشانهگذاری، نیازی به یادآوری نیست كه هر متنی كه به فارسی نگاشته میشود باید از قاعدهی عرف این زبان نیز پیروی كند به ویژه هنگامی كه قرار است در سطحی فراتر از معمول و در قالب یك "مقاله تحلیلی" ارائه شود.
مختصری دربارهی ساختار مقالهنویسی (3)
قصد داشتم به همان دو یادداشت ساختار مقالهنویسی تحلیلی بسنده كنم. اما تشویق و انتقاد دوستان گرانمایه مرا بر آن داشت تا با تشریح بخشهای مختلف یك مقالهی تحلیلی غربی كه دارای شاكله و ساختاری استوار است و به خوبی از عهده پروراندن موضوع و نتیجهگیری برآمده، به غنای این بحث بیفزایم. بخشهای مقالهای كه در پی میآید بر اساس پارهای از آنچه در دو یادداشت پیشین (شماره یك و شماره دو) آمد از یكدیگر منفك شده است تا نشان داده شود یك مقالهی تحلیلی با چه ساختار و روندی ارائه میگردد. این مقاله به قلم رابین رایت در روزنامهی نیویورك تایمز (28 مه 1993) چاپ شده است.
وقتی هیچ كس به تجاوز «نه» نمیگوید
شروع وصفی:
تراژدی بوسنی به خونهای ریخته شدهی مردم و ویرانی یك كشور محدود نمیشود. میراث واقعی سارایوو، توزلا و سربرنیتسا و سایر شهرهای مسلماننشین بطور مسلم در سرزمینهای دوردست، سالها احساس خواهد شد.
نظر و مقایسه:
به بیان دیگر، انگیزههای حركتهای تجزیهطلبانه در بوسنی مبتنی بر اختلافات ناسیونالیستی، نژادی یا مذهبی است. نمونههای بارز این گونه اختلافات در بعضی كشورهای مهم استراتژیك مانند روسیه، زئیر، كانادا و هند گرفته تا قدرتهای كوچكتر مثل افغانستان، آنگولا، بلژیك و گرجستان از قبل مشخص است.
بهرهگیری از منبع برای قدرت بخشیدن به نظر (استدلال):
«دونالد هروتیز» استاد حقوق و علوم سیاسی دانشگاه «دوك» و متخصص مسایل نژادی میگوید: «حقانیتی كه تجزیهطلبی اكنون به خود گرفته از جنگ جهانی دوم تا حال سابقه نداشته است. این نكته كه یوگسلاوی به این راحتی از هم گسسته شد خیلی قابل توجه است. زیرا با یك نظر به دور دنیا متوجه میشوید كه اغلب كشورها در جهان، چند ملیتی هستند. اگر جامعه بینالملل اجازه یا امكان تجزیه آنها را فراهم كند، در آن صورت شكل دنیا كاملاً عوض خواهد شد.»
اطلاعات برای قدرت بخشیدن به استدلال:
این نظریه در مورد عراق، كشوری كه توسط قدرتهای اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم با به هم وصل كردن ایالتهای مختلف از نظر قومی به وجود آمد، كاملاً متفاوت است. وقتی بعد از جنگ خلیج فارس، كردهای شمال عراق و مسلمانان شیعه در جنوب هر دو علیه رهبری سنیمذهب مركزی در بغداد، قیام كردند، دنیای خارج از حمایت این قیامها یا اجازه دادن به تجزیهی این كشور ثروتمند نفتی خلیج فارس به سه قسمت با نژادهای مختلف ممانعت كرد. متفقین به رهبری آمریكا یكپارچگی خاك عراق را بر مسألهی خودمختاری -از ترس اینكه تجزیهی عراق موجب بیثباتی یا بروز فعالیتهای اسلامی در سایر نقاط منطقه خواهد شد- ترجیح دادند. با هر انگیزهای بود، حتی در این رابطه پیام شدیدی برای ناامید كردن آنها از به وجود آوردن كشورهای چند ملیتی داده شد.
اطلاعات:
در حالی كه در مدت كمتر از یكسال، دنیا در برخورد با بحران یوگسلاوی درست برعكس معامله كرد. تحت فشار آلمان، اروپا با شتاب دو كشور اسلونی و كروات را بعد از این كه دو جمهوری یادشده رأی به جدا شدن از یوگسلاوی دادند، بدون میانجیگری و توجه به عواقب این مسأله به رسمیت شناخت.
استدلال:
در نتیجه، اكنون ادعاهای تجزیهطلبانه در كشورهای مشابه نه تنها در اروپا بلكه در سایر سرزمینها، به ویژه پس از آن كه دنیا هیچ گونه داوری درستی در مورد این تقاضاهای تجزیهطلبانه اعمال نمیكند، خیلی بیشتر شده است. درنهایت، خاموش شدن این بحران، تجزیهی بوسنی را در كشورهای سراسر جهان بطور ناخوشایندی بصورت الگو درمیآورد.
بهرهگیری از منبع برای قدرت بخشیدن به نظر و استدلال:
آلن كسوف، سرپرست پروژه روابط نژادی در پرینستون نیوجرسی میگوید: «اروپا یك سرزمین پیشرفته با تفاوتهای فاحش، به خاطر مسأله نژادی دوبار درگیر جنگ جهانی شد و به نظر میآمد كه مسأله حل شده و دوباره تكرار نخواهد شد. میلیونها انسان به خاطر این جنگها و هولوكاست (نسل كشی-كشتار همگانی) فدا شدند، ولی اروپاییها درس نیاموختهاند و این عدم موفقیت فراتر از مسأله نژادی است. این مسأله نشان میدهد كه اروپا حتی بعد از جنگ جهانی، اداره امور خود را نمیتواند به دست بگیرد.»
اطلاعات:
این وضعیت به ویژه در مورد مسایل حقوق بشر انعكاس پیدا میكند. در طول نیمهی دوم قرن بیستم، استاندارد جدیدی برای رعایت حقوق افراد و اقلیتها تنظیم شده است. كثرت شواهد منطقهای و بینالمللی برای اولین بار حقوق بشر را طبقهبندی نموده است.
استدلال:
ولی بوسنی اكنون تجربهی متناقضی را پیش كشیده است. یك چنین برخورد سطحی اروپاییها در پاسخ به بدترین نوع نقض حقوق بشر در سرزمین اروپا در پنجاه سال اخیر نه تنها در اروپا بلكه در سایر سرزمینها نیز بار مسؤولیت را از گردن سایر گروهها برمیدارد.
نظر و استدلال:
این از هم پاشی بوسنی همچنین بطور مؤثری اروپا را به دو منطقه یا مجموعه تقسیم بندی میكند. آنهایی كه ارزش مداخله دارند و آنهایی كه ارزش خرج كردن منابع یا سركوفت سیاسی را ندارند.
پیام و نتیجه:
سپس مشكل میلیونها آواره كه بطور نامعلومی جابجا خواهند شد، پیش میآید. چون مسلمانان بوسنی در سرزمینهای محل تولدشان پذیرفته نمیشوند. ناچار مشابه فلسطینیان، كردها و ارمنیان عمل خواهند كرد. در اروپا جایی كه كمونیسم بعد از جنگ جهانی دوم نیمهی شرقی خاك آن را مورد استفاده قرار داد و تنویر افكار در اصل از آنجا گسترش پیدا كرد، اینها اولین افرادی خواهند بود كه سلب اختیار میشوند. تراژدی بوسنی از همین حالا غیر قابل تحمل است، ولی از نظر تأثیر تاریخی، بهای آن هنوز قابل تشخیص نیست.

در همین زمینه (با تشكر از جناب مجید زُهَری):
● اصول پایه در مقاله نویسی (لینك)
● اصول آكادمیك در مقاله نویسی (لینك)
• تاثیر بحران جوانان در مسایل سیاسی (تورج ساعدی گلندوز)
• عبور از بحران در گرو عقلانیت است (دنیای اقتصاد) [PDF]
• هگل و جامعه مدني ( خيام عباسي)
بررسى تنگناهاى تاريخى- اجتماعى تحقق دموكراسى و حقوق بشر در ايران (محمود نكوروح*)
• بازخوانی ايده "آزادی" در ايران (محسن حيدريان )
• من حقمو می خوام (روسپیگری در ایران- 1) ( شیوا زرآبادی)
• جنبش اجتماعي درا يران (سعید مدنی؛ گفت و گو با دکتر پرویز پیران)
• جبهه عدالت يا جبهه دموكراسى؟ (دكتر ابراهيم يزدى )
رهائي زنان ممکن است، اين جنبش سازنده آن است! (فرزانه عظیمی)
• بررسی کوتاهی از نقش اجتماعی زن در تمدن های کهن میانرودان (پويا)
• سياستهاي ليبرالي در جنبش زنان ايران (نوشين احمدي خراساني )
• مشاركت در انتخابات-حضور زنان ويتريني است (بیتا صالحی بختیاری)
• مطالبات زنان ملی است (دکتر سهیلا وحدتی*)
• ”قربانيسازي“ از زنان در گفتمان سياسي (نوشين احمدي خراساني )
• خشونتهای درهم تنيده عليه زنان (منيژه مرعشی)
• گفتگو با مريم سطوت درباره طرح سهميهبندی زنان ()
• تبارشناسی جنسیت ها ( / ترجمه : کوروش برادریLuce Irigary)
• سامان اجتماعی مردانگی ( روبرت و. کونل)
• شبکه سازی در سایه مبارزه زنان: مصاحبه با افسا کورنو زن مبارز ترک ( روزنامه اعتماد )
• حمايت هاى قانونى از زنان كارگر (به نقل از روزنامه ایران)
• فمنیسم وصلح خواهی: آیا صلح خواهی زنان نشانه ی برتری طلبی آنان است؟ (دکتر شهلا عبقری )
• از اعتراض تا انتقاد (سهیلا وحدتی، سایت زنان ایران)
• دفاع از حقوق شهروندي زنان ايراني، ناسيوناليسم نيست! (فرزانه عظیمی)
• فمنيسم و زن سالاري (آرشين ايراني)
• تقسیم قدرت ، تقسیم مسئولیت را بدنبال خواهد داشت ! (ویکتوریا آزاد )
• قانون و نابرابری جنسی (پانته آ مدیری)
يار اراداني من
يار اراداني من، با من و همراه مني
چوب و چماق خوب مي زني، عشق من و ماه مني
دک شده سردار قاليباف، از توي ليست علما
مصباح يزدي و بسيج، راي اش رو مي ده به شما
جنتي هم با ما مي آد، با همه اون کلکهاش
مجتبي هم يار ماهاست، بچه هه مي ره به باباش
حالا ديگه ما مي تونيم خشتکا رو پاره کنيم
آقا اگه با ما باشه، ملتو بيچاره کنيم
راي مي گيريم، راي مي خريم، صندوق ها رو وا مي کنيم
تا مي تونيم راي مي ريزيم، اسم تو رو جا مي کنيم
يار اراداني من، با من و همراه مني
چوب و چماق خوب مي زني، عشق من و ماه مني
دک شده سردار قاليباف، از توي ليست علما
مصباح يزدي و بسيج، راي اش رو مي ده به شما
حالا ديگه ما مي تونيم پرده ها رو وابکنيم
زنها سوا، مردها سوا، ملتو آواره کنيم
جوش مي آريم، ذوب مي کنيم، نوکر آقا مي کنيم
چفيه ها رو در مي آريم، چادر رو برپا مي کنيم
يار اراداني من، با من و همراه مني
چوب و چماق خوب مي زني، عشق من و ماه مني
دک شده سردار قاليباف، از توي ليست علما
مصباح يزدي و بسيج، راي اش رو مي ده به شما

Ø توضيح: ارادان روستاي محل تولد احمدي نژاد است.
Ø نقل از سايت ابراهيم نبوي
Ø اين شعر را به وزن شهر «يار دبستاني من» بخوانيد
|
|